
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
246مسأله گنجانده شده است و او از ناحیۀ پروردگار مأذون است که حیطۀ ولایت خود را حتّی به امور شخصی افراد نظیر مسألۀ فوقالذّکر بکشاند یا خیر؟
در این هنگام مرحوم آیة الله مرعشی در مقام ردّ این مسأله برآمد و اظهار داشت:
ابداً امکان ندارد که امام به شخصی بفرماید: باید زن خود را طلاق دهی!! و او یک همچنین حقّی ندارد. و کجا خدای متعال که اراده او در اوامر مولویّت بر اساس مصلحت متقنه دور میزند یک همچنین امر لغو و عبثی را تنفیذ میکند و به امام اجازه میدهد در حدود و اختیارات و سلیقههای شخصی افراد إعمال رأی و نفوذ نماید و شخص را از محدودۀ اختیارات خویش که خدای متعال به او عنایت کرده است بیرون آورد؟!
ضمناً جهت تأیید مطالب خود فرمودند:
در زمانی که ما نجف بودیم شبی به اتّفاق جمعی از دوستان خدمت مرحوم آیة الله خمینی ـ رحمة الله علیه ـ صحبت از همین موضوع شد، و اینکه امام نمیتواند در هر مورد و موضوعی جنبۀ آمریّت خود را إنجاز نماید؛ در این وقت یکی از آقایان علما که فعلاً در قید حیاتاند و از اشخاص معروف میباشند، رو کردند به مرحوم آیة الله خمینی و گفتند: «آقا این مطلب (طلاق زن به امر امام علیه السّلام) را فلان دوغ فروش هم نمیگوید، چه برسد به امام علیه السّلام!!»
ببینید چطور جمعی از افراد مبرّز و فُضلای معروف و متشخّص در مورد یک مسأله به این سادگی و قابل قبول با توجّه به این مبانی و متون منقوله و قواعد عقلی مدوّنه، حکم به ردّ و انکار داده، آن را از ناحیۀ آمریّت امام علیه السّلام نفی مینمایند.
معرفت ما نسبت به امام علیه السّلام همانند شناخت و معرفت به یک شخص بزرگ، منتها قدری برتر است. و گمان ما بر آن است که امام علیه السّلام در مقام آمریّت و ناهویّت همچو یک فرد عادی با مشاعر عادی و ادراکات عادی ولی مأذون مِن قِبَل الله تعالی میباشد. و نمیدانیم که اصلاً مسألۀ ادراک و شعور و علم و انشاء از ناحیۀ امام با آنچه که ما خواندیم و میدانیم و فرض میکنیم، ماهیةً و هویةً مخالف است؛ امام در وادی دیگر و ما در عالمی دیگریم. ما خیال میکنیم که امام علیه السّلام در مقام بیان
