اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

91
  • نقل می‌کنند در یکی از این سال‌ها که عاشورا در وسط تابستان و شدّت گرمای عراق قرار گرفته بود، ایشان جهت زیارت سیّدالشّهداء علیه السّلام به کربلا می‌آید. در شب عاشورا قدری یخ تهیّه می‌کند که به منزل ببرد، در این هنگام حضرت أبی‌الفضل سلام الله علیه را مشاهده می‌کند، و به او نهیب می‌زنند که تو در حالی‌که صدای العطش اولاد سیّدالشّهداء را می‌شنوی یخ تهیّه کردی که به منزل ببری؟! ایشان فوراً یخ‌ها را بر زمین می‌زند و با دست خالی به منزل مراجعت می‌نماید.

  • همین‌طور ایشان در یقین به صحّت طریق و وضوح و انکشاف جلوات توحیدی و شهود اسرار ملکوت و کشف حجب نورانی و وصول به معدن عظمت پروردگار، آن‌چنان راسخ و محکم و متین بود که ابداً تزلزلی در جمیع شوائب وجودی او مشاهده نمی‌شد، و با طعنۀ طاعنان و سخنان بیهودۀ یاوه سرایان و عبارات موهِن جاهلان ذرّه‌ای از ممشای قویم و اتقان طریق و استحکام مسیر و صراط خود تنازل و عدول نمی‌نمود، و از افراد بارز و شاخص این فقره از مناجات شعبانیه بود:

  • حَتَّی تَخرِقَ أبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ إلَی مَعدِنِ العَظَمَةِ و تَصیرَ أرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِکَ؛1

  • «تا اینکه چشمان دل حجاب‌های نورانی را از هم بگسلاند و به سر منزل عظمت و کبریائیتِ حقّ برسد و ارواح ما در حریم عزّت و قدس و طهارت تو به پرواز آید.»

  • روزی در مجلسی مملوّ از علما و فضلا، شخصی به کنایه و تردید از ایشان می‌پرسد: آیا این مطالبی که به آن تفوّه می‌نمایید، امثال شهودِ حضرت حقّ و جلوات توحید و اندکاک در ذات پروردگار و فناء فی ذات الله و وصول به حریم قدس حقّ متعال و بالأخره عرفان بالله، حقّ است یا مجامله و تسامح در تعابیر است؟!

  • ایشان رو می‌کند به آن سائل و با لحنی بسیار جدّی و مُنشِآنه می‌گوید:

    1. إقبال الأعمال، ج ٣، ص ٢٩٩.