اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

88
  • آری! گناه او فقط دعوت به توحید بود؛ دعوت به وحدت و حذف اعتبارات و امتیازات عالم کثرت و تفویض کلیّۀ شوائب وجود و آثار و شئونات حیات به مبدأ اصلی خود بود. گناه او در بیدار نمودن و هشیار نمودن و رشد اذهان مستضعف و بی‌خبر از حقایق مختفیه در کثرات و تخیّلات بود، که در این‌صورت دیگر جا و مکانی برای عرضۀ سایر متاع‌ها و بضاعت‌ها باقی نمی‌ماند و بازار زهدفروشان رو به کسادی می‌گذارد؛ و طبیعی است در چنین شرایطی وجود او خطری جدّی به شمار می‌رود و باید تبعید شود!!

  • ﴿وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواْ بِٱللَهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾؛1 «اینان چیزی را از مؤمنان ناپسند نشمردند جز ایمان به پروردگار عزیز و ستوده.»

  • گویند به خدمت استاد خود مرحوم آیة الحقّ و سند التّوحید آیة الله العظمی حاج سیّد علی قاضی طباطبایی ـ قدّس الله نفسه الزّکیّة ـ رسیده و عرضه داشت:

  • با این دستور و امر به خروج از عراق من چه کنم؟ من نمی‌توانم از جوار أمیرالمؤمنین علیه السّلام و مصاحبت با شما دور شوم و این برای من بسیار سخت و ناگوار است!

  • مرحوم قاضی به او فرمود:

  • تو به آنچه می‌گویند عمل کن، هرجا بروی خدا با توست، او جلیس تو و مصاحب تو خواهد بود؛ برو در امان خدا!

  • سرنوشت سیّد حسن مسقطی به نقل از روح مجرد

  • در اینجا به نقل جملاتی از مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ که در کتاب روح مجرّد راجع به این داستان دارند عیناً می‌پردازیم:

  • وی در صحن مطهّر أمیرالمؤمنین علیه السّلام در نجف اشرف می‌نشست و طلاّب را درس حکمت و عرفان می‌داد و چنان شور و هیجانی برپا نموده بود که با دروس متین و استوار خود، روح توحید و خلوص و طهارت را در طلاّب می‌دمید، و آنان را از دنیا اعراض داده و به سوی عقبی و عالم توحید حقّ سوق می‌داد.

    1. سوره البروج (٨٥) آیه ٨.