
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
87آخر چرا باید در آستان عرش بنیان صاحب ولایت کبری که باب مدینۀ علم رسول خداست، و فیوضات انوار ملکوتی از آنجا بر سراسر عالم وجود پرتو افشانی میکند، کار به جایی برسد که هرگاه علاّمۀ جلیل، سالک واصل، آیة الله العظمی مرحوم حاج سیّد جمال الدّین موسوی گلپایگانی ـ رضوان الله علیه ـ با مرحوم والد در منزلشان به بحث و مذاکره مطالب و معانی توحیدی اشتغال داشتند، به مجرّد اینکه زنگ منزل به صدا در میآمد، مرحوم گلپایگانی بحث را تغییر میداد و فرعی از فروعات فقهی را مطرح و به بحث میپرداخت؛ او از چه خوف داشت و چه چیزی ذهن و فکر او را مشغول میداشت؟!1
تبعید سیّد حسن مسقطی از نجف به جرم دعوت او به توحید
آخر جرم و گناه شخصیّتی بس گرانقدر، عارفی کامل و حکیمی نامدار و فقیهی زبردست و متکلّمی چیرهدست چون مرحوم آیة الله العظمی سیّد حسن مسقطی ـ تَغمَّدهُ الله فی بُحبوحة جَنانه ـ چه بود که به دستور مرجع وقت باید علی رغم میل باطنی و عدم رضایت جدّی به دیار هند و مَسقط تبعید گردد و حوزه نجف را در ماتم فقدان تلألؤ انوار علوم غزیرۀ خود به سوگ بکشاند؟! آیا گناه او جز این بود که با منطقی قوی و بیانی رصین و کلامی آبدار و بهجتی سرشار از توغّل در توحید و انمحاء در حریم قدس ولایت مولا علی علیه السّلام، طلاّب و شیفتگان علوم اهل بیت و تشنگان سرچشمۀ ماء مَعین و کوثر زلال معارف علوی را به إعراض از دنیا و دوری از کثرات و اجتناب از اعتباریّات و توجّه به مبدأ أعلی و حرکت به سوی عالم قدس و اشراب از برکات و فیوضات آستان ملائک پاسبان حضرت مولی الموحّدین علیه السّلام دعوت مینمود؟! آیا کسی فعل خلافی از او مشاهده کرده بود؟ آیا مرام و ممشای او بر خلاف سیره و مرام مکتب اولیای حقّ و ائمّه هدی بود؟ آیا مردم را به اعراض از دین و اتّجاه به سمت کثرات و امور خلاف اخلاق و صفات رذیله سوق میداد؟ و بالأخره آیا داعیهای در سرّ و سویدای خود میپرورانید؟
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به معاد شناسی، ج ١، ص ١٤٢؛ ج ٩، ص ١١٥ و ١١٦؛ روح مجرّد، ص ٦٧٧.
