
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
76جهالت و نادانی از موقعیّت و منزلت و جایگاه ما (امامت و زعامت مطلقۀ دینی و تکوینی) مطالب را از ما فرا میگیرند و طبق سلیقه و به دلخواه خود آنها را تحریف مینمایند، و اشیاء را در غیر موضع و جایگاه خود مینشانند.
گروهی دیگر در عین آگاهی و معرفت به ما متعمّداً و عناداً بر ما دروغ میبندند تا به واسطۀ آن به مختصر متاع دنیا دسترسی پیدا کنند، غافل از آنکه همین حطام و بضاعت پست و مادون دنیوی که بهدست آوردهاند آنان را به سوی عذاب الیم و عقابی بس دردناک در آن سوی جهان سوق خواهد داد.
دسته سوّم دشمنان منافقصفت و رذالتپیشۀ ما هستند. اینان در موقعیّتی نیستند که بتوانند به طور صریح و آشکار با ما به مخالفت برخیزند. اینان منافقانه و مکّارانه بعضی از علوم ما را فرا میگیرند و با آن علوم متّخذه از ما، ضعفاء از شیعیان ما را به سمت خود جلب و جذب میکنند؛ امّا در برخورد با دشمنان ما، از ما مذمّت میکنند و ما را مورد نکوهش و تعییب قرار داده، کوچک میشمرند. آنگاه بر این اندوختۀ حقّ و صدق، ظالمانه و مغرضانه دروغ بسیاری اضافه میکنند؛ مطالبی که ساحت ولایت و امامت از بیان آنها بریّ و بیزار است. سپس با این مجموعۀ فریب و نیرنگ، با شیعیان ما برخورد مینمایند و دعوی ارشاد و هدایت و دستگیری از غوایت و ضلالت و تبیین احکام شرع و ارائه طریق مستقیم را مطرح میکنند. بدیهی است که عدّهای جاهل و نادان و مستضعف به دور ایشان جمع میشوند و هر آنچه را که نفوس پلید و ننگین و آلوده به دنیا و شهوات و ریاسات و انانیّتهای خود، القاء کنند، این بیچارگان به گمان اینکه از ما خاندان وحی صادر گشته است میپذیرند. پس هم خود گمراه و ضلالت پیشه هستند و هم موجب ضلالت و گمراهی دیگران میشوند. ضرر ایشان بر شیعیان ما از ضرر و خطر لشکر یزید بن معاویه بر حسین بن علیّ علیهما السّلام و اصحاب او بسیار بسیار بیشتر و مفسدهانگیزتر است؛ لشکر یزید تنها جانها و اموال را از نفوس میربایند و از دست یافتن به سعادت و فلاح و رستگاری ابدی سیّدالشّهداء و اصحاب او بسی ناتوان و عاجزند.
(چنانچه خود سیّدالشّهداء علیه السّلام در وقت ملاقات با حرّ بن یزید ریاحی به این نکته اشاره فرمود:
