
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
70بزرگ، و در سنین قریب به پنجاه، و دارای مویی خضابگونه میباشد؛ در حالیکه رسول خدا بهخلاف این صفات بودند.
آنها میگفتند: پیامبر آخرالزّمان پس از پانصد سال دیگر ظهور میکند. داعیه و هدف این علما از نشر این اکاذیب چیزی جز استمرار ریاست و حکومت روحانی بر ضعفای یهود نبود. هدف آنها جمع اموال و تمتّع از لذّات دنیوی و پرهیز از مساعدت و کمک به رسول خدا و یاری امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام و اهل بیت او و شیعیان او بوده است.
خدای متعال دربارۀ اینان میفرماید: ﴿پس ویل برای ایشان است به جهت مطالب خلافی که برای مردم نگاشتند! و ویل از آن ایشان است از آنچه در ازای این نیرنگ و فریب به دست آوردهاند!﴾ ویل: عبارت از شدّت عذاب و نکال اخروی است که خدای متعال به واسطۀ این تحریفات و مخالفتهای با رسول خدا و امیر مؤمنان در بدترین درکات جهنّم مقرّر فرموده است. و باز ویل و شدّت عذاب مضاعف برای ایشان است برای آن اموالی که از این راه بهدست آوردند و به واسطۀ این دروغها و مکرها و فریب خَلق جاهل و عوام نادان به مُکنت و لذّات و تمتّعاتِ دنیوی دست یافتند و قوم نادان خود را بر کفر به رسول خدا و حجّت پس از او و وصیّ او علیّ بن أبیطالب ولیّ خدا تثبیت نمودند.“»
مقایسۀ علمای ما و علمای یهود در کلام امام حسن عسکری علیه السّلام
ثُمَّ قالَ علیه السّلام:
قالَ رَجُلٌ لِلصّادِقِ علیه السّلام: فَإذا کانَ هَؤُلاءِ القَومُ مِنَ الیَهودِ لا یَعرِفونَ الکِتابَ إلّا بِما یَسمَعونَهُ مِن عُلَمائِهِم لا سَبیلَ لَهُم إلَی غَیرِهِ، فَکَیفَ ذَمَّهُم بِتَقلیدِهِم و القَبولِ مِن عُلَمائِهِم؟ و هَل عَوامُّ الیَهُودِ إلّا کَعَوامِّنا یُقَلِّدونَ عُلَماءَهُم؟
فَقالَ علیه السّلام: «بَینَ عَوامِّنا و عُلَمائِنا و عَوامِّ الیَهُودِ و عُلَمائِهِم فَرقٌ مِن جَهَةٍ و تَسوِیَةٌ مِن جَهَةٍ؛ أمّا مِن حَیثُ استَوَوا: فَإنَّ اللهَ قَد ذَمَّ عَوامَّنا بِتَقلیدِهِمِ عُلَماءَهُم کَما ذَمَّ عَوامَّهُم؛ و أمّا مِن حَیثُ افتَرَقُوا، فَلا.»
قالَ: بَیِّن لی یا بنَ رسولِ اللهِ!
قالَ علیه السّلام: «إنَّ عَوامَّ الیَهودِ کانُوا قَد عَرَفوا عُلَماءَهُم بِالکِذبِ الصِّراحِ، و بِأکلِ الحَرامِ و الرُّشا، و بِتَغیِیرِ الأحکامِ عَن واجِبِها بِالشَّفاعاتِ و العِنایاتِ و
