
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
54رسول خدا بدون استثناء قادر بر تحفّظ و حمل مسئولیّت عظمای خلافت الهی و بر دوش گرفتن وصایت بلافصل نبیّ اکرم نبوده، و اصلاً تصوّر و تخیّل این مطلب حتّی به نحو احتمال، مسخره مینماید. و فقط و فقط شخص شخیص و ذات مقدّس أمیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب بود که قادر بر تحمّل أعباء این رسالت الهی و قبول خلافت و وصایت و وزارت خاتم انبیا بوده است. حال چه رسد به شخصی چون أنس بن مالک که از نزدیک و با چشمان و گوشهای خود هر آنچه را که راجع به این موضوع و مسأله اصلی رسالت پیامبر اکرم بوده است، دیده و شنیده است.
با اینکه انس مورد عنایت رسول خدا بود خلافت أمیرالمؤمنین را کتمان نمود
أنس بن مالک از جمله معدود افرادی بود که مورد عنایت خاصّ پیغمبر اکرم قرار گرفت و پیامبر در حقّ او دعا فرمودند.
در کتاب خرائج مذکور است:
رُوِیَ أنَّهُ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ دَعا لِأنَسٍ لَمّا قالَت أُمُّهُ أُمُّ سُلَیمٍ: ادعُ لَهُ، فَهُوَ خادِمُکَ! قالَ: «اللهُمَّ أکثِر مالَهُ و وُلْدَهُ و بارِک لَهُ فِیَما أعطَیتَهُ!»1
«نقل شده است روزی مادر انس خطاب به رسول خدا عرض کرد: یا رسول الله! برای فرزندم دعایی بفرمایید، او خادم شماست. حضرت فرمودند: ”خداوندا! در مال و فرزندانش برکت و کثرت عطا نما!“»
گویند: درختان باغهای او سالی دو بار میوه میداد و آنقدر طول عمر یافت تا یکصد و بیست نفر از اولاد خود را رؤیت کرد. امّا افسوس که با تمام لطف و عنایتی که از ناحیۀ رسول خدا بدو شد، و با تمام براهین و ادلّه و حجج راجع به مسألۀ خلافت امیرمؤمنان علیّ بن أبیطالب علیه السّلام، باز در مقام انکار برآمد و پس از رسول خدا به کتمان این حقایق برخاست، و از باب علم نبیّ و وصیّ بلافصل او ـ بنابر نقل خود او از پیامبر اکرم ـ فاصله گرفت، و در زمرۀ سایر فرق ضالّه و ناس
- الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٥٠؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ١٠؛ دلائل النبوة، بیهقی، ج ٦، ص ١٩٤، با قدری اختلاف.
