اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

48
  • سال در مدینه خدمت پیامبر را می‌نمود و روایات بسیاری از آن حضرت نقل کرد، و گویند: به دو هزار و دویست و هشتاد و شش روایت می‌رسید؛ و با عمری طولانی در سنه نود و دو هجری قمری در خارج بصره وفات نمود و در همان‌جا مدفون گشت.

  • حدیث طیر مَشویّ و نفرین أمیرالمؤمنین علیه السّلام بر انس بن مالک

  • داستان أنس بن مالک بسی عبرت‌انگیز و آموزنده است. او که عامّه وی را از عداد اصحاب بزرگ رسول خدا می‌شمارند، از نزدیک‌ترین صحابه به آن حضرت بود، و روایات بسیاری در مسائل مختلفه از پیامبر روایت کرد. روایت طیر مَشویّ که در فضیلت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در کتب شیعه و عامّه مروی است، از او می‌باشد. علاّمه محمّد باقر مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ در بحار الأنوار از کتاب تفضیل أمیرالمؤمنین، تألیف کراجکی نقل می‌کند:

  • لَمّا حَمَلَ المَأمونُ أباهَدیةَ (مَولیٰ أنَسٍ) إلَی خُراسانَ، بَلَغَنی ذَلِکَ فَخَرَجتُ فی لِقائِهِ؛ فَصادَفَنی فی بَعضِ المَنازِلِ فَرَأیتُ رَجُلًا طَویلًا خَفیفَ العارِضَینِ مُنحَنِیًا مِنَ الکِبَرِ و قَدِ اجتَمَعَ علَیهِ النّاسُ. فَقُلتُ لَهُ: حَدِّثنی ـ رَحِمَکَ اللهُ ـ فَإنِّی أتَیتُکَ مِن بَلَدٍ بَعیدٍ أسمَعَ مِنکَ. فَلَم یُحَدِّثنی مِنَ الزَّحمَةِ الَّتی کانَت علَیهِ، ثُمَّ رَحَلَ؛ فَتَبِعتُهُ إلَی المَرحَلَةِ الأُخرَی، فَلَمّا نَزَلَ أتَیتُهُ فَقُلتُ لَهُ: حَدِّثنِی؛ رَحِمَکَ اللهُ تَعالَی. قالَ: أنتَ صاحِبی بِالأمسِ؟! قُلتُ: نَعَم! قالَ: إذًا واللهِ لا أُحَدِّثُکَ إلّا قائِمًا لِما بَدا مِنِّی إلَیکَ، لِأنِّی سَمِعتُ رَسولَ اللهِ صَلّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ یَقولُ: «مَن کانَ عِندَهُ عِلمٌ فَکَتَمَهُ، ألجَمَهُ اللهُ یَومَ القِیامَةِ بِلِجامٍ مِن نارٍ.»

  • «علیّ بن ابراهیم از پدرش نقل می‌کند: هنگامی که مأمون، أباهدیه (غلام أنس بن مالک) را به خراسان می‌آورد، من از آمدن أباهدیه مطّلع شدم و برای ملاقات او به دیدارش شتافتم، و در بعضی از منازل بین راه با او برخورد نمودم. او را مردی قدبلند با عارضی لاغر و کمری از شدّت کهولت و پیری خمیده و فرتوت یافتم. در حالی‌که مردم به دور او اجتماع نموده و او را در برگرفته بودند از او درخواست نقل حدیث و روایتی نمودم و متذکّر شدم که از راه دور و مسافت بعیده برای اخذ علم و حدیث به اینجا آمده‌ام. لیکن أباهدیه به واسطۀ شدّت ازدحام و عدم بنیه و توان، درخواست مرا بی‌پاسخ