
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
44«و أمّا اللَواتِی فی العِلمِ: فاسألِ العُلَماءَ ما جَهِلتَ، و إیّاکَ أن تَسألَهُم تَعَنُّتًا و تَجرِبَةً؛ و إیّاکَ أن تَعمَلَ بِرَأیِکَ شَیئًا. و خُذ بِالاِحتِیاطِ فی جَمِیعِ ما تَجِدُ إلَیهِ سَبِیلًا. و اهرُب مِنَ الفُتیا هَرَبَکَ مِنَ الأَسَدِ، و لاَ تَجعَل رَقَبَتَکَ لِلنّاسِ جِسرًا!
قُم عَنِّی یا أباعَبدِاللهِ! فَقَد نَصَحتُ لَکَ، و لاَ تُفسِد عَلَیَّ وِردِی، فَإنِّی امرُءٌ ضَنینٌ بِنَفسی. و السَّلاَمُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی.»
«و امّا آن سه چیزی که راجع به علم است: پس، از علما بپرس آنچه را که نمیدانی. و مبادا چیزی را از آنها بپرسی تا ایشان را به لغزش افکنی و برای آزمایش و امتحان بپرسی. و مبادا که از روی رأی خودت به کاری دست زنی. و در جمیع اموری که راهی به احتیاط و محافظت از وقوع در خلافِ امر داری، احتیاط را پیشه خود ساز. و از فتوا دادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده فرار میکنی؛ و گردن خود را جِسر و پل عبور برای مردم قرار نده.
ای أباعبد الله (پدر بندۀ خدا) دیگر برخیز از نزد من! چرا که تحقیقاً برای تو خیرخواهی کردم؛ و ذکر و وِرد مرا بر من فاسد مکن، زیرا که من مردی هستم که روی گذشت عمر و ساعات زندگی حساب دارم، و نگرانم از آنکه مقداری از آن بیهوده تلف شود. و تمام مراتب سلام و سلامت خداوند برای آن کسی باد که از هدایت پیروی میکند، و متابعت از پیمودن طریق مستقیم مینماید.»1
این بود متن حدیث شریف و ترجمه آن از کتاب نفیس روح مجرّد؛ علی مؤلّفه رضوان الله و برکاته. اینک به توضیح فقرات آن در محدوده مدرکات و سعه ظرفیّت ناقصه خویش میپردازیم:
آب دریا را اگر نتوان کشید *** هم به قدر تشنگی باید چشید2 - روح مجرّد، ص ١٧٧ ـ ١٨٦.
- مثنوی معنوی، دفتر پنجم.
