
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
245و بیانتها و قدرت و تحمّل و بردباری مافوق بشری را در اجرای این منظور که هدایت و راهبری جمیع افراد بشر است، به او إعطا نموده است؛ و الاّ اگر امام علیه السّلام هم مانند یکی از افراد بشر و از زمرۀ دانشمندان و بزرگان و نوابغ علمی بود، عقلاً و منطقاً و عرفاً و شرعاً اطاعت و پیروی از یکچنین فردی عبث و باطل و بدون پشتوانۀ فلسفی و دلیل حکمی و مخالف با وجدان و بدیهیات پذیرفته شده مینمود.
امام علیه السّلام عَین الله النّاظره است، امام اُذُن الله السّامعه است، امام یَدُ الله الباسطه است، امام عِلم الله الواسع است، امام حیات الله الأبدیّه است، امام قدرة الله المطلقه است، امام نور الله فی ظلمات الأرض است؛ و خلاصه امام علیه السّلام همه چیز است و همه چیز در وجود امام منطوی و از نفس او مستنیر و مستضیئ است. حال ببینیم آیا خود ما که خود را شیعۀ دوازده امامی و تابع مقام ولایت و مطیع بلاشرط او میدانیم، خود یکچنین اعتقادی داریم یا خیر؟
بحث علاّمه طهرانی با عالم شیعی در مورد حیطۀ ولایت امام علیه السّلام
به یاد میآورم در زمان رژیم گذشته در سفری ایام عرفه و عید قربان در معیّت حضرت والد ـ قدّس الله نفسه الزکیّه ـ به عتبه بوسی حضرت ثامن الحجج علیهم السّلام به ارض اقدس مشرّف شده و در یکی از هتلهای مشهد قریب حرم مطهّر سکنی یافتیم. در یکی از شبها پس از مراجعت از حرم مطهر درب اطاق زده شد. وقتی درب را باز کردم دیدم مرحوم آیة الله سیّد کاظم مرعشی که ساکن ارض اقدس بودند و در همانجا هم به جوار رحمت حق پیوستند، آمدهاند. پس از سلام و تعارف مشخّص شد ایشان به قصد زیارت فرد دیگری به هتل آمده بودند و دست تقدیر ایشان را به حجرۀ مرحوم والد آورده بود. ایشان هم از این حسن تصادف و یا بهتر، حسن تقدیر و حسن القضاء استقبال نموده تشریف آوردند و نشستند. مجلس خوبی بود و مطالب متنوّع و مختلفی مطرح شد. تا اینکه بحث به دایرۀ ولایت امام علیه السّلام و حدود شعاع ولایت در دایرۀ امر و نهی و اطاعت از مقام ولایت و امامت کشیده شد. و صحبت از این مقوله شد که آیا امام علیه السّلام میتواند به شخصی امر کند که زن خود را طلاق بدهد یا خیر؟ و آیا در حیطۀ آمریّت امام علیه السّلام این
