
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
230برگزیدم و پسندیدم.﴾ و مسألۀ امامت عبارت است از تمام یافتن و کمال یافتن دین و شریعت اسلام.»
مقام امامت رفیعتر از آن است که در عقول افراد عادی راه یابد
و لَم یَمضِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ حَتَّی بَیَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعالِمَ دِینِهِم، و أوضَحَ لَهُم سَبیلَهُم، و تَرَکَهُم عَلَی قَصدِ سَبیلِ الحَقِّ، و أقامَ لَهُم عَلِیًّا علیه السّلام عَلَمًا و إمامًا؛ و ما تَرَکَ شَیئًا یَحتاجُ إلَیهِ الأُمَّةُ إلّا بَیَّنَهُ. فَمَن زَعَمَ أنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَم یُکمِل دِینَهُ فَقَد رَدَّ کِتابَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ، و مَن رَدَّ کِتابَ اللهِ تَعالَی فَهُوَ کافِرٌ. هَل یَعرِفونَ قَدرَ الإمامَةِ و مَحَلَّها مِنَ الأُمَّةِ فَیَجوزَ فیها اختِیارُهُم؟ إنَّ الإمامَةَ أجَلُّ قَدرًا و أعظَمُ شَأنًا و أعلَی مَکانًا و أمنَعُ جانِبًا و أبعَدُ غَورًا مِن أن یَبلُغَها النّاسُ بِعُقولِهِم أو یَنالوها بِآرائِهِم أو یُقیمُوا إمامًا بِاختِیارِهِم.
إنَّ الإمامَةَ خَصَّ اللهُ بِها إبراهیمَ الخَلیلَ علیه السّلام بَعدَ النُّبُوَّةِ و الخُلَّةِ مَرتَبَةً ثالِثَةً، و فَضیلَةً شَرَّفَهُ بِها و أشادَ بِها ذِکرَهُ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗا﴾.1 فَقالَ الخَلیلُ علیه السّلام سُرورًا بِها: ﴿وَمِن ذُرِّيَّتِي﴾؟2 قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: ﴿لَا يَنَالُ عَهۡدِي ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾.3 فَأبطَلَت هَذِهِ الآیَةُ إمامَةَ کُلِّ ظالِمٍ إلَی یَومِ القِیامَةِ، و صارَت فی الصَّفوَةِ. ثُمَّ أکرَمَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِأن جَعَلَها ذُرِّیَّتَهُ أهلَ الصَّفوَةِ و الطَّهارَةِ؛ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: ﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ نَافِلَةٗ وَكُلّٗا جَعَلۡنَا صَٰلِحِينَ * وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِ وَكَانُواْ لَنَا عَٰبِدِينَ﴾.4
«رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از این جهان به دار باقی نشتافت تا اینکه تمام شاخصها و نمودارهای صلاح و رستگاری را برای مردم بیان نمود و روشن ساخت. و راه آنان را به سوی فلاح واضح و آشکار نمود و آنان را بر صراط مستقیم و شاهراه هدایت استوار نمود. و علی علیه السّلام را به عنوان شاخص بین حقّ و باطل و پیشوای بلا معارض و منازع در میان امّت نصب
- الی ٣. سوره البقرة (٢) آیه ١٢٤.
- سوره الأنبیاء (٢١) آیه٧٢ و ٧٣.
