
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
228ثانیاً: ادراک مسألۀ ولایت تکوینی امام علیه السّلام و سریان او در جمیع اطوار و حالات و افعال و اختیارات حیات بشری و تطبیق جمیع امور زندگی با این حقیقت متعالی و تفویض کلّیۀ اختیارات به اراده و مشیّت امام علیه السّلام وتنفیذ اراده و خواست او در تمامی آثار حیات و افعال و کردار بدون استثناء ذرّۀ مثقالی، و عدم تخطّی از کلّیۀ اوامر و نواهی بأیّ وجه من الوجوه، و تبدیل خواست و اراده و مشیّت خود به اراده و مشیّت و دستور امام علیه السّلام، چیزی نیست که شخصی و لو شخص عالم به آثار دینی بتواند آن را ادراک نماید.
امام شناسی در کلام امام رضا علیه السّلام
راقم سطور گوید: در اینجا مناسب میبینم روایتی بس گرانمایه که از مولانا أبوالحسن علیّ بن موسی الرّضا علیه و علی آبائه الصّلاة و السّلام وارد است، ذکر نمایم تا موقعیّت و شأنیّت امام علیه السّلام روشن گردد و میزان معرفت افراد و مقدار قرب به حریم او مشخّص گردد، آنگاه عباراتی که از بسیاری از متشخّصین و علمای شیعه در شخصیّت امام علیه السّلام مطرح شده است جایگاه خود را باز مییابد و روشن میشود که چقدر دست ما و میزان شناخت و معرفت ما از ساحت آن قلّه رفیع و آشیانه عنقای ولایت کوتاه و نارسا است.
مرحوم صدوق، محمّد بن علی بن الحسین بابویه در کتاب شریف عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، باب بیستم از آن حضرت روایت میکند:
حدَّثنا أبوالعبّاس محمّد بن ابراهیم بن اسحاق الطّالقانیّ ـ رضی الله عنه ـ ... قال: حَدَّثنی القاسم بن مسلم، عن أخیه عبد العزیز بن مسلم، قالَ: کٌنّا فی أیّامِ علِیِّ بنِ مٌوسَی الرِّضا علَیهِما السَّلامُ بِمَروٍ، فاجتَمَعنا فی مَسجِدِ جامِعِها فی یَومِ الجُمعَةِ فی بَدءِ مَقدَمِنا، فَأدارَ النّاسُ أمرَ الإمامَةِ و ذَکَرُوا کَثرَةَ اختِلافِ النّاسِ فِیها. فَدَخَلتُ عَلَی سَیِّدی و مَولایَ الرِّضا علیه السّلام فَأعلَمتُهُ ما خاضَ النّاسُ فیهِ. فَتَبَسَّمَ علیه السّلام ثُمَّ قالَ:
«یا عَبدَ العَزیزِ! جَهِلَ القَومُ و خُدِعُوا عَن أدیانِهِم. إنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالَی لَم یَقبِض نَبِیَّهُ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ حَتَّی أکمَلَ لَهُ الدِّینَ و أنزَلَ علَیهِ القُرآنَ فیهِ تَفصیلُ
