
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
226رسول خدا میشنوند و حفظ میکنند، و همانطور که شنیدهاند بدون کم و زیاد و دخالت نفس و خیال و وهم و گمان برای مردم بیان میکنند. از آنجا که به ناسخ کلام رسول خدا پیبرده به آن عمل مینمایند، و چون از منسوخ و باطل شده اطّلاع حاصل نمودهاند، از آن احتراز و اجتناب میکنند. موارد خاص و عموم را دقیقاً شناخته و هر کدام را در جای خود و موضع واقعی خود قرار میدهند؛ و کلام ذو وجهین و دارای معانی متعدّد را از کلام محکم و متقن و روشن و واضح و غیر قابل تردید و تشکیک باز میشناسند.
بسیار اتّفاق میافتاد کلامی که از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم صادر میشد، دارای دو وجه و دو جنبه بوده است. گاهی عبارت و کلامی خاص از آن حضرت سر میزد، و گاهی مطلبی را به نحو عام بیان میکردند. در این حال کسی که چندان معرفتی به امور و اوضاع و مسائل نداشت کلام رسول خدا را میگرفت و به تصوّر اینکه دیگر مطلب تمام است و مطلبی و معنی و مقصودی دیگر ماورای این مطلب عام وجود ندارد، آن را بر مصادیق و جزئیّات متصوّره و متخیّلۀ خود حمل مینمود؛ و بهکلّی نسبت به مصادیق واقعی و اموری که این کلام عام میبایست بر آن مصادیق و امور حمل شود غافل بود. و اینطور نبود که همیشه اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از آن حضرت سؤال کنند و نقاط ضعف و جهل و نقصان خود را با پاسخ آن حضرت ترمیم و تکمیل نمایند. و آنچنان اعتنا و توجّهی به ادراک مسائل و رفع جهل و نادانی خود نداشتند (و از این منبع وحی و سرچشمۀ زلال حقایق ربّانی به آسانی میگذشتند و این سرمایۀ ابدی و مایۀ حیات و سعادت سرمدی را مفت و رایگان از دست میدادند).
و اینطور خوش داشتند که روزی روزگاری یک اعرابی و بادیهنشین یا مسافری از راه برسد و سؤالی از رسول خدا بکند و آنان پاسخ رسول خدا را بشنوند. در حالیکه هرگاه من در چنین موضعی و موقعیتی قرار میگرفتم حتماً از رسول خدا سؤال میکردم و پاسخ نقاط مجهول و خلأ خود را از آن حضرت دریافت میکردم، و جواب رسول خدا را چون گوهر نایاب در وجود خویش حفظ و به آن عمل مینمودم.
