
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
225آنان از این مسأله غافل ماندهاند. در اینصورت اینان منسوخ را دیده و شنیدهاند و در خاطر خود نگه داشتهاند، ولی از ناسخ و بردارندۀ حکم سابق غافل میباشند. این گروه به واسطۀ صداقت و ایمان و خلوصی که دارند، چنانچه متوجّه ناسخ و کلام بعدی رسول خدا میشدند قطعاً آن مطلب اوّل و کلام ابتدائی را که خود شنیده بودند رها میکردند و به کناری میگذاشتند؛ و همچنین اگر مسلمانان نیز متوجّه این نکته میشدند کلام او را نمیپذیرفتند.»
دسته چهارم راویان حدیثی هستند که کاملاً معتمد و صادق و لایق در نقل حدیثاند
و آخَرُ رابِعٌ لَم یَکذِب عَلَی اللهِ و لا عَلَی رَسولِهِ؛ مُبغِضٌ لِلکَذِبِ خَوفًا مِنَ اللهِ و تَعظیمًا لِرَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ؛ و لَم یَهِم، بَل حَفِظَ ما سَمِعَ عَلَی وَجهِهِ فَجاءَ بِهِ عَلَی ما سَمِعَهُ، لَم یَزِد فِیهِ و لَم یَنقُص مِنهُ. فَحَفِظَ النّاسِخَ فَعَمِلَ بِهِ و حَفِظَ المَنسوخَ فَجَنَّبَ عَنهُ، و عَرَفَ الخاصَّ و العامَّ فَوَضَعَ کُلَّ شَیءٍ مَوضِعَهُ، و عَرَفَ المُتَشابِهَ و مُحکَمَهُ.
و قَد کانَ یَکونُ مِن رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ الکَلامُ لَهُ وَجهانِ: فَکَلامٌ خاصٌّ و کَلامٌ عامٌّ؛ فَیَسمَعُهُ مَن لا یَعرِفُ ما عَنَی اللهُ بِهِ و لا ما عَنَی رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ، فَیَحمِلُهُ السّامِعُ و یُوَجِّهُهُ عَلَی غَیرِ مَعرِفَةٍ بِمَعناهُ و ما قُصِدَ بِهِ و ما خَرَجَ مِن أجلِهِ. و لَیسَ کُلُّ أصحابِ رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ و سَلَّم مَن کانَ یَسألُهُ و یَستَفهِمُهُ، حَتَّی أن کانُوا لَیُحِبّونَ أن یَجِیءَ الأعرابِیُّ و الطّارِئُ فَیَسألَهُ علیه السّلام حَتَّی یَسمَعُوا؛ و کانَ لا یَمُرُّ بی مِن ذَلِکَ شَیءٌ إلّا سَألتُ عَنهُ و حَفِظتُهُ.
فَهَذِهِ وُجوهُ ما علَیهِ النّاسُ فی اختِلافِهِم و عِلَلِهِم فی رِوایاتِهِم.1
«دسته چهارم افرادی میباشند که هیچگاه نسبت خلافی به خدا و رسول او ندادهاند، از کذب و دروغ به واسطۀ خوف از خدا دوری میکنند و از آن نفرت دارند؛ و تعظیم رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و کرامت شخصیّت و موقعیّت آن حضرت در نفوس آنها مانع از نسبت خلاف دادن به آن حضرت میشود. و مطالب را آنچنانکه باید و شاید و کما هو هو از
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٨٨ ـ ١٩١.
