
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
224تخیّلات آنان در هم میآمیزد و آنچه که در ذهن و نفس آنان و در قوّۀ ذاکرۀ آنان قرارمیگیرد نه آن است که رسول خدا فرموده، بلکه توهّمات و تخیّلاتی است که با بعضی از کلمات و فرمایشات آن حضرت مخلوط و ترکیب شده است و حجّیت و وثاقت در کلام را از بین برده است و دیگر وزان و اعتباری نمیتوان برای آن قائل شد. البتّه این گروه قصد افتراء و تعمّد بر کذب ندارند، و تصوّر و تخیّل خود را منسوب به رسول خدا میدانند و به عنوان کلام رسول خدا روایت میکنند و میگویند: این مطلب عین گفتار رسول خداست و از او صادر شده است.
اگر مردم میدانستند که این کلام از رسول خدا نیست بلکه توهمّات و تخیّلات خود راوی و ناقل حدیث است از او نمیپذیرفتند؛ و اگر خود راوی و گوینده کلام نیز میدانست که مطلب اینچنین است او نیز آن را رها نموده و بدان عمل نمینمود.»
دسته سوم راویان حدیثی هستند که نسبت به بعضی از مسائل جاهلاند
و رَجُلٌ ثالِثٌ سَمِعَ مِن رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ شَیئًا یَأمُرُ بِهِ، ثُمَّ نَهَی عَنهُ و هُوَ لا یَعلَمُ؛ أو سَمِعَهُ یَنهَی عَن شَیءٍ، ثُمَّ أمَرَ بِهِ و هُوَ لا یَعلَمُ؛ فَحَفِظَ المَنسوخَ و لَم یَحفَظِ النّاسِخَ. فَلَو عَلِمَ أنَّهُ مَنسوخٌ لَرَفَضَهُ؛ و لَو عَلِمَ المُسلِمونَ إذ سَمِعوهُ مِنهُ أنَّهُ مَنسوخٌ لَرَفَضوهُ.
«دسته سوم (به خلاف گروه دوّم مطلبی را از خود به صورت وهم و خیال و حدس و گمان داخل در کلام و گفتار رسول خدا نمیکنند و قدرت فهم و ادراک آنان نیز خوب و قابل اعتماد میباشد و تعمّدی نیز همانند دستۀ دوّم بر جعل و کذب و افتراء بر رسول خدا ندارند، ولی مسأله آنان اینچنین است که بعضی از مطالب را شنیده و نسبت به بعضی دیگر جاهلاند. به قول شاعر: حَفِظتَ شَیئًا و غابَت عَنکَ أشیاءُ؛ یک مسأله را میدانند و مسائل بسیاری را نمیدانند.) اینان افرادی هستند که از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم امری را نسبت به موردی شنیدهاند؛ ولی آنگاه که نهی فرموده است به گوششان نرسیده و متوجّه نهی پس از امر آن حضرت نشدهاند. یا به عکس، در موردی دیدهاند که رسول خدا نهی فرموده؛ ولی پس از مدتّی نهی را برداشته است و
