
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
223میکنند اینان مصاحب و معاشر و همنشین با رسول خدا بودند، کلماتی از آن حضرت شنیدهاند و هر روز با چشم خود رسول خدا را دیدهاند و از دُرَرِ اخبار و حِکم و مواعظ مترشّحه و صادره از رسول خدا بهره گرفتهاند، فلذا باید سخنان ایشان را بپذیرند و هر آنچه از دهان آنان بیرون آید به دیدۀ قبول و اطاعت بنگرند و چون و چرایی در آنها ننمایند؛ در حالیکه خدای متعال در قرآن کریم اوصاف منافقین را ذکر فرموده است و از حالات و حرکات و سکنات آنان خبر داده است و مطلب برای تو روشن است.
اینان پس از رحلت رسول خدا باقی ماندند و با اشاعۀ مطالب باطل و تهمت و افتراء و جعل اکاذیب، خود را به دربار حکّام جور و ظلم نزدیک ساخته و از مقرّبان درگاه سلاطین خودکامه و گمراه و داعیان به آتش و جحیم گشتند. حکّام و امرای جور نیز کمال استفاده را از ایشان نمودند و آنان را به رتق و فتق امور دنیای خود گماشته، بر رقاب و اموال و نفوس مردم استیلاء بخشیدند؛ و به واسطۀ آنان به مطامع دنیوی و چپاول اموال مردم و هتک أعراض و انغمار در لذّات و شهوات دنیّه رسیدند.
مردم هم بر دین پادشاهان و حکّام خود هستند و هرجا که آنان قدم بگذارند مردم هم متابعت مینمایند و در هرجا دنیا و زخارف دنیا باشد مردم در آنجا حضور دارند؛ مگر کسانی که مشمول رحمت و عنایت پروردگار واقع شوند و از بلایایی که مردم بدان گرفتار و مبتلا هستند در امان بمانند. این گروه اوّل از چهار گروه ذکر شده است.»
دسته دوم راویان حدیثی هستند که ضبط دقیقی در استماع و نقل حدیث ندارند
و رَجُلٌ سَمِعَ مِن رَسولِ اللهِ شَیئًا لَم یَحفَظهُ عَلَی وَجهِهِ، فَوَهِمَ فِیهِ و لَم یَتَعَمَّد کَذِبًا، فَهُوَ فی یَدَیهِ و یَروِیهِ و یَعمَلُ بِهِ و یَقولُ: أنا سَمِعتُهُ مِن رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ. فَلَو عَلِمَ المُسلِمونَ أنَّهُ وَهِمَ فیهِ لَم یَقبَلوهُ مِنهُ؛ و لَو عَلِمَ هُوَ أنَّهُ کَذَلِکَ لَرَفَضَهُ.
«دسته دوّم افرادی هستند که تعمّد بر کذب و افتراء بر رسول خدا را ندارند، و لیکن قدرت کافی بر حفظ مطالب آنچنان که هست و همانطور که از جانب رسول خدا صادر میشود را نیز ندارند. اینان افرادی هستند که مطالب را از رسول خدا شنیدهاند لیکن نه آنطور دقیق و روشن و واضح؛ بدیهی است در اینصورت کلام صادر شده از رسول خدا با بعضی از توهمّات و
