
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
218توصیف أمیرالمؤمنین علیه السّلام از اجتماع قبل از ظهور اسلام
أمیرالمؤمنین علیه السّلام کیفیّت ظهور حقیقت و وصول به علم و یقین در هر برهه از زمان، و روش تلقّی جامعه از این مطلب و نحوۀ برخورد افراد را با این قضیّه در اطوار مختلفۀ زمان و مکان بدین گونه بیان میفرماید:
أرسَلَهُ عَلَی حِینَ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ و طُولِ هَجعَةٍ مِنَ الأُمَمِ و اعتِزامٍ مِنَ الفِتَنِ و انتِشارٍ مِنَ الأُمورِ و تَلَظٍّ مِنَ الحُروبِ. و الدُّنیا کاسِفَةُ النّورِ ظاهِرَةُ الغُرورِ. عَلَی حِینَ اصفِرارٍ مِن وَرَقِها و إیاسٍ مِن ثَمَرِها و اغوِرارٍ مِن مائِها. قَد دَرَسَت مَنارُ الهُدَی و ظَهَرت أعلامُ الرَّدَی فَهِیَ مُتَجَهِّمَةٌ لِأهلِها، عابِسَةٌ فی وَجهِ طالِبِها. ثَمَرُها الفِتنَةُ و طَعامُها الجیفَةُ و شِعارُها الخَوفُ و دِثارُها السَّیفُ.
فاعتَبِرُوا عِبادَ اللهِ! و اذکُرُوا تِیکَ الَّتِی آباؤُکُم و إخوانُکُم بِها مُرتَهَنونَ، و عَلَیها مُحاسَبونَ. و لَعَمرِی ما تَقادَمَت بِکُم و لا بِهِمُ العُهود، و لا خَلَت فیما بَینَکُم و بَینَهُمُ الأحقابُ و القُرونُ، و ما أنتُمُ الیَومَ مِن یَومِ کُنتُم فی أصلابِهِم بِبَعیدٍ. واللهِ ما أسمَعُهُم الرَّسولُ شَیئًا إلّا و ها أنا ذا الیَومَ مُسمِعُکُموهُ، و ما أسماعُکُمُ الیَومَ بِدُونِ أسماعِهِم بِالأمسِ؛ و لا شُقَّت لَهُمُ الأبصارُ و لا جُعِلَت لَهُم الأفئِدَةُ فی ذَلِکَ الأوانِ إلّا و قَد أُعطیتُم مِثلَها فی هَذا الزَّمانِ. واللهِ ما بَصُرتُم بَعدَهُم شَیئًا جَهِلوهُ، و لا أُصفیتُم بِهِ و حُرِموهُ. و لَقَد نَزَلَت بِکُمُ البَلِیَّةُ جائِلًا خِطامُها، رِخوًا بِطانُها؛ فَلایَغُرَّنَّکُم ما أصبَحَ فِیهِ أهلُ الغُرُورِ، فَإنَّما هُوَ ظِلٌّ مَمدودٌ إلَی أجَلٍ مَعدودٍ.1
أمیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
«خدای متعال پیامبرش را پس از گذشت مدّتی طولانی از بعثت پیامبران گذشته فروفرستاد، در حالیکه خواب غفلت بر اُمم گذشته همچنان حاکم بود و فتنههای پی در پی دامن ایشان را فراگرفته بود. زمام زندگی آنها متشتّت و پراکنده، آتش جنگ و ویرانی همواره در طول حیات و معیشتشان برقرار بود. نور هدایت و بصیرت در دنیا به تاریکی و ظلمت گراییده بود و دیو سرکش غرور و انانیّت بهجای عالم صفا و طهارت و اُنس و وحدت نشسته بود.
- نهج البلاغة( عبده)، ج ١، ص ١٥٦.
