
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
214گویند شبی حکیمی یکی از شاگردان تازه وارد خود را جهت صرف افطار به منزل دعوت کرد. هنگام افطار مشاهده کرد که آن شاگرد دست به سوی طعام دراز نمیکند و از آن غذا تناول نمیکند. با تعجّب سؤال کرد: چرا غذا نمیخورید؟ مگر اشکال و ایرادی در غذا مشاهده میکنید، یا اینکه غذا مطلوب شما نبوده است؟
آن شخص گفت: خیر، اشکال در غذا نیست، اشکال در انتساب این غذا به شماست که موجب احتراز من و اجتناب از آن شده است؛ زیرا من احتیاط میکنم و چون این غذا در منزل شما طبخ شده است، شبهۀ نجاست و قذارت آن میرود!
آن حکیم با کمال تعجّب پرسید: مگر من کافرم که غذای من نجس و واجب الاجتناب باشد؟!
آن شخص پاسخ داد: بلی! زیرا شما قائل به وحدت وجود هستید و هر کسی قائل باشد، کافر و نجس است و غذای او هم نجس و حرام میباشد.
آن حکیم پرسید: خوب بگو ببینم قائلین به وحدت وجود مگر چه میگویند؟
پاسخ داد: میگویند خدا با این غذا هیچ فرقی نمیکند و هر دو با هم یکی هستند.
آن حکیم خندهای طولانی نمود و اظهار داشت: آقاجان بیا و از این غذا بخور و بیخود به خود دغدغه و تشویش راه مده؛ زیرا هیچ حکیم و فیلسوفی نیامده است که بگوید: بین خدای متعال و بین توِ اُلاغ وحدت و یگانگی وجود دارد!! آخر کدام حکیمی میگوید: وحدت در تعیّنات و هویّات مختلفه با حفظ ماهیّات و حدود متفاوته وجود داشته باشد؟ این نهایت حماقت و خریّت است که بدون تحقیق و فهم صحیح و وصول به مفاد و مغزای کلام حکماء، صرفاً بر اساس اشاعۀ یک کلام و استماع یک مطلب نادرست، انسان آن را تلقّی به قبول نماید و اساس و بنیان بنای اجتماعی و اعتقادی و زندگی خود را بر آن بگذارد.
