
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
213و اللهِ لَدُنیاکُم هَذِهِ أهوَنُ فی عَینی مِن عِراقِ خِنزیرٍ فی یَدِ مَجذومٍ؛1
«قسم به خدا که دنیای شما نزد من از شکمبۀ خوکی که در دست یک فرد جذامی باشد پستتر و منفورتر است.»
آن وقت همین مردم پس از شهادت أمیرالمؤمنین علیه السّلام با خیانت به امام حسن مجتبی علیه السّلام یکباره زمام حکومت را به دست معاویه سپردند و در تحت رقّیت و بندگی او قرار گرفتند.
البتّه ناگفته نماند که امروزه نیز چنین است و شواهد و آثار و قرائن همه حکایت از وحدت موضوع با اختلاف در ظروف و شرایط دارد و فقط زمانه با گذشته تغییر کرده، امّا خواستها و ملاکات و مطلوبها و غایات هیچ تفاوتی با سابق نکرده است.
امروزه همچون گذشته ارزیابی ارزشها بر اساس حدس و گمان و متابعت از ظن است
امروزه نیز نحوۀ تفکّر بشر و چگونگی ارزیابی ارزشها و ترتیب مقدّمات و حصول نتیجه، و میزان دخالت احساسات در تحصیل قیاسات و متابعت از ظنّ و گمان و حدس و تخمین و جایگزینی آنها بر عقل و درایت و اتقان، همانند گذشته است. حرکت بر اساس بروز و ظهور کمّیّت نه کیفیّت و قبول اشاعات بدون تفحّص و تحقیق و سپردن قوای ممیّزه به دست قوّۀ واهمه و خیالیّه و سیر در هر مسیری علی العَمیاء چیزی است که احتیاج به بیّنه و برهان ندارد.
تعیین سیر زندگی بر اساس تصوّرات و موهومات، و تقویم و تثبیت ارزشها بر اساس تخیّلات، و خلق و ایجاد صُوَر موهومه در عالم نفس و مثال و مشاهدۀ آن در اشیاء خارجی بیانگر این نکته بسیار ظریف و دقیق است که بشر به واسطۀ مرور زمان و تجربۀ حوادث و اطوارِ همان بشر قدیم، ملاکات او برای تشخیص حقّ و باطل، همان ملاکات و قدرت فهم و ادراک اوست؛ لذا نه به اقبال و اقدام او میتوان دل بست و نه به ادبار و گریز او باید دل ناخوش و ملول گردید، زیرا اقبال و ادبار او هر دو بر اساس تخیّل و غلبۀ اوهام و تصوّرات غیر ثابته و غیر محقّقانه است.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ٥٢.
