
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
212وصول به سلطنت و خلافت محروم مینمایند، و نفس خودکامۀ خود را با این منظور و هدف اشباع میکنند. زهی جهالت و نادانی!!
حال و هوای مولای ما امیر مؤمنان علیه السّلام، کلام خواجه شیراز است که:
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمی میکشم از برای تو1 ای بدبختها و بیچارهها و ای جهّال و نادانان! خیال کردید که خلافت و زعامت را از صاحب اصلی و بر حقّ او گرفتید و مردم را از وصول و نیل به این سعادت عظما و صلاح دنیا و آخرت محروم کردید، کاری از پیش بردید و به مطلوب و منظوری رسیدید؟! سالها باید بیایید و با هزاران مشقّت و خون دل و رنج و زحمت و هزار بدبختی راهی به سوی این کعبۀ واقعی و حریم امن و امان حضرت حقّ بگشایید و خاک این عتبۀ را همچون کیمیای نایاب و اکسیر حیات سرمه چشمان خود کنید، حال راه بدهند یا ندهند؛ جَلَّ جَنابُ الحَقِّ عَن أن یَکونَ شَریعَةً لِکُلِّ وارِدٍ.2
جایی که تمام انبیای اولوالعزم و مرسلین و جمیع اولیاء و صدّیقین دست نیاز و گدایی به سوی این عتبۀ مقدّسه دراز نموده، جهت رفع مشکلات و موانع راه و سلوک و فعلیّت استعدادات و رسیدن به حریم قرب اله از او استمداد میکنند، آنگاه عدّهای بیخبر از همه جا به دنبال اهواء شهوانی و آرای نفسانی، میآیند و بر علیه او کودتا میکنند و بهخیال خود زعامت را از او سلب و او را خانه نشین و به دور از تصدّی مسائل جاریه اجتماعی میکنند، غافل از اینکه او از خدا میخواهد در خانه بنشیند و ذرّهای از وقت خود را با این أنام کالانعام نگذراند؛ مردمی که غیر از خون دل و مصیبت بر مصیبت چیزی برای او به ارمغان نیاوردند. أمیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه خطاب به مردم و پیروان خود چنین میفرماید:
- دیوان حافظ، غزل ٤١٧.
- شرح الإشارات و التّنبیهات، ج ٣، ص ٣٩٤.
