اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

211
  • لذا مشاهده می‌شود به راحتی زعامت و خلافت أمیرالمؤمنین علیه السّلام را با حکومت و زمامداری ریش‌سفیدانی چون ابوبکر و عمر و غیره معاوضه می‌کنند و باکی هم ندارند. آنگاه پس از طیّ بیست و پنج سال حکومت خلفای ثلاث و دیدن آن همه فجایع و انحراف و چپاول بیت المال و تفضیل روابط بر ضوابط، به سراغ أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‌روند، امّا چه رفتنی؟! رفتنی که صد بار بدتر و مصیبت‌بارتر از نرفتن است. أمیرالمؤمنین علیه السّلام فردی نیست که با خواست‌ها و تمایلات نفسانی افراد کنار آید و مقصود و منظور خود را از حکومت، وصول به آرزوها و اشباع اهویۀ نفسانی و وصول به لذّات دنیّۀ دنیوی و تصدّی ریاسات همچون سایر افراد بداند. او حکومت را اصل در حیات دنیوی نمی‌داند و رسیدن به آن را هیچ‌گاه در مخیّلۀ خود خطور نداده است؛ و همچون کلام خلیفه غاصب، هارون به فرزندش مأمون: «المُلکُ عَقیمُ؛1 حکومت نسب و حسب نمی‌شناسد.» از او سر نخواهد زد. هیهات، هیهات که ساحت قدسی و کبریائیّت او از این غبار تخیّلات و تعیّنات آلوده گردد، و عنقای عرش پرواز او بر خس و خاشاک افکار و اوهام دون مادّه و مادّه گرایان فرود آید؛ و به قول حافظ شیراز:

  • تو را ز کنگرۀ عرش می‌زنند صفیر***ندانمت که در این دامگه چه افتاد است2
  • او در کنگرۀ عرش مسکن و مأویٰ گزیده است. طلحه و زبیر و معاویه و عمرو بن عاص و خلفای غاصب قبل از او، خبر از عیش و عشرت او در بارگاه حضرت حقّ و حریم جمال و مقام عزّ و منیع ﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ﴾ 3 ندارند. و این مساکین تصوّر می‌کنند که او هم در افکار و اوهامی نظیر اوهام خودشان بسر می‌برد و هوای وصول به لذّات و ریاسات و تفوّق بر رقاب و اخذ زمام امور مردم را همچون خودشان دارد، آنگاه در مقام معارضه با او بر می‌آیند و به‌خیال خود او را از 

    1. بحار الأنوار، ج ٤٨، ص ١٢٩؛ ج ٣١، ص ٨٦.
    2. دیوان حافظ، غزل ١٦.
    3. سوره القمر (٥٤) آیه ٥٥.