
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
210علیه و آله و سلّم میدانستند؛ چنانچه حقّ هم همین است و جز این نیست. و عدّهای آن را صرفاً یک انتخاب و صلاحدید و اختیار احسن در بین موجودین تلقّی میکردند و از آن به نحو مسألۀ اجرائی و حکومتی صرف تعبیر میآوردند.
چنانچه در احتجاجات أمیرالمؤمنین علیه السّلام با اصحاب، پس از رحلت رسول خدا این مطلب مشاهده میشود که در جواب أمیرالمؤمنین علیه السّلام میگفتند: یا علی! اگر حقّ تو را گرفتند، گرفتند، کاری به آنها نداشته باش و بیا از حقّت در گذر! و یا اینکه: یا علی دیگر کار از کار گذشته و در اطراف این موضوع صحبت کردن فایدهای ندارد.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام در جواب میفرمود:
چطور شما نصّ صریح خدا و رسول خدا را کنار میگذارید و شخص دیگری را بر آنچه خدا و رسول او اختیار کردند، ترجیح میدهید؟!
و آنها جواب میدادند که ما بیعت کردیم و نمیتوانیم از بیعت خود برگردیم.1
عدم ادراک صحیح از مسألۀ زعامت و وصایت موجب انحراف از اساس شریعت گشت
اینک بنگرید: چگونه این مردم با اساسیترین پایه از پایههای دین و مهمترین رکن از ارکان دین، اینطور با خونسردی و سردی و سبکی و بیاعتنایی برخورد میکنند! تو گویی اصلاً مطلبی اتّفاق نیفتاده است و حقیقتی واژگون نشده است و اصلی از اصول تغییر نکرده است و سامری بهجای موسی ننشسته است و اساس شریعت دستخوش تحریف و اعوجاج و انحراف و بدعت و ضلالت واقع نشده است، و فقط مختصر تغییری در روش حکومت و کیفیّت اجرای احکام واقع شده است؛ تمام این مسائل به خاطر عدم ادراک صحیح از مسألۀ زعامت و وصایت است، و مرجع این قضیّه به عدم ادراک صحیح از مسألۀ دین و شرع و وحی و اتّصال بنده با مبدأ أعلی و کیفیّت سلوک و حرکت از عالم نفس به عالم غیب و رفع حجب ظلمانی و نورانی و تبدیل استعدادات به فعلیّتها و وصول به مرحله و مرتبۀ توحید و تحقّق به حقیقت اسماء و صفات الله میباشد.
- الإمامة و السّیاسة، ص ١٢.
