
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
207اینجانب دیگر در اینباره توضیح نمیدهم و خوانندۀ محترم خود باید کاملاً به اسرار و نکات و رموز بسیار مهمّ این قضیه و داستان پیببرد؛ ﴿فَٱعۡتَبِرُواْ يَـٰٓأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ﴾.1
عدم ادراک افراد از دلسوزی اولیای الهی برای آنان
البتّه این حقیر نیز خود را همچو بسیاری از افراد، متحسّر و خائب از دست دادن فرصتهای گرانقدر و عدم استفاده از معاشرت و مصاحبت و مجاورت با این گوهر نایاب و اکسیر ثمین میداند، و از خدای متعال ملتمسانه میخواهد که لطف عمیم خود را از این محروم دریغ نفرماید، و از نفحات و انفاس قدسیّۀ آن بزرگمرد او را بینصیب نگرداند و تتمّۀ عمر او را در رضا و امضای او صرف بگرداند؛ آمین.
چه بسا افرادی بودند ـ ولو از اهل علم ـ که چند صباحی از فیض مراوده با این استاد بزرگ مستفیض گردیده ولی به واسطۀ بروز و ظهور بعضی از مسائل و عدم انطباق خواست و اراده و صلاحدید او با سلیقهها و خواستهای آنها کمکم از او فاصله گرفتند و مسألۀ اتّباع و اطاعت از او را بالمرّه به کناری نهادند؛ و چه بسا که به این نیز اکتفا ننموده و مطالبی را وقیحانه و جاهلانه به او نسبت میدادند. حتّی بعضی از این افراد گفته بود: تمام این مسائل و ارتباطات و کیفیّت مراودۀ ایشان با شاگردانشان بر اساس منافع دنیوی و دکّان است و خبری از حقیقت و واقعیّت در آن مشاهده نمیشود؛ نَعُوذُ بِالله من الجَهل و الضَّلالَة.
به خاطر میآورم زمانی که برای یکی از محترمین از تلامذۀ ایشان حادثهای رخ داده و به رحمت خدا رفته بود، در سوریه بین ایشان و استاد عظیم الشّأن، عارف بیبدیل و انسان کامل، حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ قدّس الله تربته الزّکیّه ـ ملاقاتی دست داده بود. مرحوم حدّاد به ایشان میفرماید: «چرا شما به فلان آقا امر نکردید که وارد بعضی از مسائل نشود و خود را از اشتغال به بعضی مسائل دور نگه دارد تا این حادثه برای او پیش نیاید؟»
- سوره الحشر (٥٩) آیه ٢.
