اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

206
  • منزل یکی از مراجع بزرگوار و علمای متّقی قم جهت صرف نهار دعوت داشتیم؛ و لدی الورود متوجّه شدیم که آن عالم دلسوز و با تقوا که از شاگردان سلوکی مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ بود نیز دعوت دارد. طبعاً در این مجلس نیز صحبت از عدم زیارت و ملاقات این مرجع با آن مرجع معروف نجف و نتایج زیانبار و مخرّب آن زیاد مطرح شد، و همۀ حضّار در مجلس متّفقاً از وقوع یک‌چنین مسألۀ خطیری احساس نگرانی شدید می‌نمودند و تأسّف خود را ابداً نمی‌توانستند پنهان کنند؛ علی‌الخصوص این عالم بزرگوار که با حدّت و شدّت هرچه بیشتری از صاحب منزل تقاضا می‌نمود که تا وقت نگذشته است با نجف تماس بگیرد و آن مرجع زائر و مسافر را ترغیب و تشویق به زیارت مرجع معروف نجف بنماید؛ و تا جایی که به خاطر دارم پنج یا شش بار این تقاضا را تکرار کرد و آثار مخرّب این قضیّه را دائماً متذکّر می‌گردید.

  • امّا از آن‌طرف آن مرجع صاحب منزل نیز خود را در محذور رعایت بعضی از مسائل می‌دید و گویا عدم وجود زمینۀ مناسب جهت طرح این قضیّه با توجّه به جهاتی که در نظر داشت، او را در اقدام به این چنین عملی با مشکل مواجه می‌نمود.

  • و از طرفی دیگر، اصرار زائد الوصف این عالم نیز او را در معرض محذور اجابت دعوت مهمان و درخواست یک عالم قرار داده بود. علَی أیّ حال ایشان با بناء اقدام بر استخاره موافقت نمودند؛ امّا در این وقت خبر آمد که آن مرجع از نجف بیرون آمده و به سمت کربلا و کاظمین حرکت کرده است و جواب استخاره نیز بدون نتیجه و حاصل بوده است.

  • نگارنده که کنار مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ نشسته بود، مشاهده کرد که مرحوم والد سر خود را به طرف آن عالم که از شاگردان او نیز بود برگرداند و آهسته در گوش ایشان فرمود: «اگر شما به‌جای آن عالم و مرجع معروف نجف بودید چه می‌کردید؟»

  • آن فرد عالم فوراً جواب داد که: «قطعاً من به دیدار آن مرجع زائر و تازه وارد می‌رفتم!!!» و مرحوم والد از این پاسخ بسیار اظهار خرسندی و رضایت کردند.