
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
205گرچه از مطلب قدری فاصله گرفتیم ولی حیفم آمد که مسأله را در اینجا ناتمام بگذارم و از ادامه سرگذشت این استاد کامل و شاگرد بزرگوار او صرف نظر نمایم؛ باشد که عبرتی برای خود و استفادهای برای دیگران گردد.
آثار مخرب و زیانبار اختلاف زعمای دین در اجتماع
تا آنجا که به خاطر دارم و حافظهام یاری مینماید، در اواخر سلطنت دودمان پهلوی و حکومت ظالمانۀ آنان که جرقّههای تغییر و تبدیل حکومت در جامعه به اشتعال آتش مهر و غضب الهی در میان مردم مسلمان و متعهّد ایران مبدّل میگردید و پایههای بنای ظلم و ستم دستخوش تزلزل و انحطاط واقع شده بود، یکی از مراجع معروف و محترم ایران برای زیارت عتبات به عراق مسافرت کرده بود. رسم معاشرت و سیرۀ متداوله بین اهل علم در مسألۀ زیارت و دید و بازدید بر این بوده و هست که علمای ساکن در بلاد مقدّسه به دیدن عالم تازه وارد و مسافر و زائر میروند؛ بدین جهت معمولاً روزی را معیّن میکنند و آن عالم در آن روز جلوس نموده و از واردین پذیرایی مینماید.
ولی در این سفر یکی از علمای معروف نجف به مصیبت فقدان فرزند خود که او نیز یکی از اجلّۀ علما و اتقیاء شمرده میشد مبتلا شده بود، طبعاً در اینگونه موارد مسأله با صورت متعارف خود تفاوت میکند و اقتضاء بر این است که شخص زائر و مسافر به دیدن صاحب مصیبت و عزا برود. امّا به واسطۀ بعضی از ملاحظات متأسّفانه این دیدار انجام نگرفت و آن شخص عالم محترم نیز به دیدن شخص تازه وارد نیامد و این مسأله موجب تشویش و اضطراب و بحث و نقل در محافل و مجالس گردید، و نگرانی از نتایج و تبعات مخرّب واقعه را در بین علمای دلسوز و متعهّد و با حمیّت برانگیخت و موجب سوء استفادۀ دستگاه حکومت و شادی و شعف آنان گردید. به طوریکه از بعضی منابع نزدیک به حکومت بهدست میآمد، آنان نهایت رضایت و خرسندی خود را از این واقعه مکتوم نمیداشتند؛ خصوصاً در این موقعیّت حسّاس که از هر زمان و موقعیّت دیگری جامعه اسلامی به وحدت کلمه و دوری از اختلافات و بروز عقاید و سلیقههای مختلف و شخصی نیاز بیشتری را طلب مینمود.
درست در همین اوان نگارنده در خدمت حضرت والد ـ رضوان الله علیه ـ در
