اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

204
  • در این وقت ایشان اظهار داشتند: «من که الآن به آن نوشته‌ها و مطالب اخلاقی یادداشت شده در آن زمان مراجعه می‌کنم، اصلاً باور نمی‌کنم که این نوشته‌ها و یادداشت‌ها از آنِ من بوده است. گویی فاصلۀ بعیدی بین من و آن حالات و افکار و آن موقعیّت‌ها ایجاد شده است، و اصلاً من از آن مطالب و حالات خبری ندارم. و گویی شخصیّتی دیگر متولّد شده است و حیثیّتی جدا از آن حیثیّت پدیدار گشته است.»

  • مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ فرمودند:

  • این است نتیجۀ عدم اتّصال به استاد و اشراف استاد کامل بر جمیع امور انسان، اعمّ از علمی یا اجتماعی، الهی و دینی، یا سیاسی و مَدنی!

  • اتّفاقاً همین فرد عالم و شخصیّت محترم نیز مشمول این مسأله و داستان بوده است، و او نیز آن‌طور که باید و شاید نتوانست از مصاحبت و معاشرت و تتلمذ در خدمت استاد کامل و ولیّ مرشد خود بهره گیرد؛ گرچه آثار این معاشرت در اواخر عمر برای همگان مشخّص، و تغیّر و تبدّل افکار و منش شخصی و اجتماعی او سؤال بسیاری از افراد و محشورین با ایشان را برانگیخته بود.

  • اینجانب خود شاهد بودم که در اوایل و اواسط سیر ایشان و معاشرت با استاد کامل، بارها و بارها در مسائل اجتماعی و نحوۀ فعّالیت‌های مذهبی و اجتماعی از استادشان کسب تکلیف و اجازه می‌نمود، و استاد نیز مشفقانه و پدرانه ایشان را به طریق أحسن و ممشای أتقن هدایت می‌کرد؛ ولی کم کم در اواخر این حیات سلوکی و ارتباط با استاد کامل، به واسطۀ ورود در بعضی مسائل و ابراز سلیقۀ شخصی و عدم تسلیم و تعلّق مؤثّر که شرط اولیّۀ تربیت و دستگیری و ارشاد است، استاد نیز کم‌کم آن نحوه ارتباط و کیفیّت مراوده و معاشرت خود را با ایشان تغییر دادند و متأسّفانه از آن رهنمودها و دستگیری‌ها کم‌تر مشاهد می‌شد؛ ولی هیچ‌گاه این ولیّ کامل و استاد دلسوز نتوانست از افادات و افاضات خود، این شاگرد مستعد و دانشمند محترم و متّقی خود را بی‌نصیب نماید و از هر فرصتی برای ارائۀ راه مستقیم و طریق مرضیّ الهی بهره می‌گرفت.