
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
203طهران ـ که در ضمن از شاگردان سلوکی ایشان نیز محسوب میشد ـ جهت صرف افطار رفتیم. بسیار شب پر برکتی بود و مطالب بسیار سودمند و منبّه و مذکّری که تا آن موقع من از ایشان نشنیده بودم مطرح گردید. در ضمن صحبت، آن عالم محترم اظهار داشتند:
من در ایّامی که در قم به تحصیل علوم الهی و دروس طلبگی اشتغال داشتم، متوجّه شدم شخص عالم و بزرگواری در بعضی از روزهای هفته درس اخلاق برای بعضی از طلاّب متّقی و متعهّد مقرّر کرده است. من هم به واسطۀ اشتیاق زائد الوصفی که در درون خود به امور اخلاقی و سلوکی و تربیتی احساس مینمودم در این درس شرکت کردم، و انصافاً درس بسیار مفید و مؤثّر و منبّهی بود به طوریکه جمیع افراد حاضر در جلسه از سخنان آن مرد بزرگ منفعل و متأثّر میگشتند و با دلی شاداب و پر نشاط و متأثّر از نزول رحمت الهی بر قلوبشان از آن مجلس خارج میگشتند، و دائما در طول هفته انتظار تجدید مجلس بعد و استفادۀ مجدّد را داشتند. ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم و پیوسته ذکر و فکر ما در طول هفته مطالب مطروحه در جلسۀ اخلاق بود و با دوستان پیوسته از آثار و نتایج این جلسات صحبت میداشتیم.
سالها از این موضوع گذشت، آن شخص عالم و مدرّس اخلاق مسائل دیگری در زندگی و حیات علمی و اجتماعی او داخل گردید و در امور اجتماعی و مسائل دیگری وارد شد. از یک طرف اشتغال زیادی در مطالعات روزمرّه و غور در بحثهای سیاسی و اجتماعی، و از طرف دیگر تشؤّن به شئون مرجعیّت و زعامت و تصدّی مقتضیات فتوا و تقلید و ارتباط و معاشرت با مردم و اقشار مختلف اجتماع کمکم او را از حال و هوای آن بحوث و مجالس و درسها و مراقبهها بیرون آورد و در وادی دیگر و عالم دیگری وارد نمود.
ایشان میفرمودند:
روزی من خدمت آن شخص بودم و از مطالب و گفتارها و مجالس آن روزگار با ایشان گفتگو داشتم، و خلاصه از آثار و نتایج سودمند و مؤثّر آن جلسات صحبت میداشتیم و یاد آن دوران را تجدید و بر فقدان و از دست دادن آن حالات متحسّر و متأسّف بودیم.
