
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
201سپس فرمودند:
«شناخت معرفت واقعی امام علیه السّلام و ادراک مسألۀ ولایت آنان فقط و فقط منحصر در سلوک در مسیر عرفان الهی و پیمودن طریق و ممشای بزرگان از اهل معرفت است، و در غیر اینصورت ابداً معرفتی و شناختی حاصل نخواهد شد.»
و این مسأله اختصاص به مردم عادی و افراد عامّی جامعه ندارد، بلکه تمامی اشخاص و لو اینکه از اهل علم باشند، مادامی که حقیقت ولایت در وجود آنان ـ نه در فکر و مثال و تخیّل ـ متحقّق نگشته باشد، مشمول این خسران و حرمان خواهند بود. و یا اینکه طبق فرمایش مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «و مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبیلِ نَجاةٍ»،1 مادامی که در مسیر نجات و رستگاری و هدایت قرار دارد و از سوی فردی خبیر و آگاه به راه و مصالح و مفاسد و مشرف بر ضمایر و نفوس و مطّلع بر غیب و شهود و واصل به مرتبۀ مجاری احکام و حائز رتبۀ جامعیّت وحدت و کثرت و تنفیذ مرتبۀ ملاکات در احکام فعلیّه و تنجیزیّه ـ که از این فرد به عارف کامل و سالک واصل و حائز اعلای مراتب تجرّد و فناء، و باقی به بقاء فی الله در مراتب کثرات تعبیر میشود ـ دستگیری و هدایت شود، خطری متوجّه او نخواهد شد.
ورود در مسائل دنیوی بدون اتصال به ولیّ کامل و ارشاد او موجب انحراف از طریق میشود
روزی مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ میفرمودند:
ورود در مسائل دنیوی و اشتغال به امور مردم و رتق و فتق احکام و مسائل جاریۀ اجتماعی اگر توأم با اتّصال به ولیّ کامل و ارشاد او و اجازۀ تامّ در جمیع تصرّفات و اقدامات او نباشد، قطعاً شخص دچار انحراف و اعوجاج و خبط طریق خواهد شد، و من حیث لایعلم در وادی نفس و جهالت و انانیّت فرو خواهد رفت و حال انبساط و نشاط و خلوص و صفای خود را کم کم به واسطۀ انغمار در اشتغالات روزمرّه و تعارفات و تحسینها و مدح و ثناها و تملّقها از دست خواهد داد؛ و پس از طیّ زمانی آنچنان تحوّل و تبدّلی در وجود او پیدا
- نهج البلاغه (عبده)، ج ٤، ص ٣٥.
