
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
195از معمّمین معروف که عقاید او دقیقاً بر خلاف عقاید مکتب تشیّع میباشد و آثار قلمی او سراسر انکار حقایق عرفان و ولایت، و با گرایش بسیار زیاد به آراء و افکار ابنتیمیّۀ معاند و ضدّ اهل بیت است از در وارد شد. به محض اینکه صاحب منزل او را از دور مشاهده کرد با شعف و شور و شوق زائد الوصفی از جای خود برخاست و به استقبال او رفت و او را سخت در آغوش گرفت و مدّتی همینطور او را در بغل داشت، و سپس او را آورد و در کنار خود جای داد و با او به گرمی به احوالپرسی و تعارفات رسمیّه پرداخت!
آنوقت ما به این افراد، شیعه میگوییم در حالیکه هیچ فرقی با سایر مسلمانان از اهل تسنّن ندارند، مگر در کیفیّت احکام آنهم نه در جمیع موارد.
و یا مثلاً یکی از بزرگان فقها و علمای اصفهان، آیة الله سیّد محمّد باقر درچهای بود که بارها و بارها از مرحوم آیة الله بروجردی ـ رضوان الله علیه ـ نقل شده است که میفرمود:
«ایشان گاهگاهی با ائمّه علیهم السّلام سر به سر میگذاشت.»
ناگفته نماند که این مطالب مربوط به تنزیل مقام امام علیه السّلام تا به سرحدّ غیر قابل قبول عرف و فرهنگ پذیرفته شده و متداول و ابتدائی عرف شیعه است، و الاّ کلمات و تعابیر محکیّۀ غیر مناسب از علما و بزرگان تشیّع در بیان موقعیّت و منزلت ائمّۀ هدی صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین بیش از این مقدار است.
لغزش مرحوم صاحب جواهر در مورد علم پیامبر و ائمّه علیهم السّلام
مثلاً مرجع تقلید بزرگ و استوانۀ فقه و درایت در عصر خویش، مرحوم آیة الله شیخ محمّد حسن، صاحب کتاب جواهر الکلام، در باب طهارت، جلد ١، صفحه ١٨٢، پس از نقل بعضی از اخبار در مورد تحدید آب کرّ و اختلاف آنها با یکدیگر میگوید:
و یُدفَعُ أوَّلًا بِأنَّ دَعویٰ عِلمِ النَّبیِّ و الأئمَّةِ علیهم السّلام بِذَلِکَ مَمنوعَةٌ و لا غَضاضَةَ، لِأنَّ عِلمَهُم علیهم السّلام لَیسَ کَعِلمِ الخالِقِ عَزَّوَجَلَّ؛ فَقَد یَکونُ قَدَّروهُ بِأذهانِهِمُ الشَّریفَةِ و أجرَی اللهُ الحُکمَ علَیهِ.
«مطلب اوّل با این بیان ابطال میشود: اینکه ما مدّعی شویم پیامبر اکرم و یا
