
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
193دیگر چه جای مطرح نمودن این اباطیل و طُرّهات میباشد؟! آیا این جز دوری از ادراک معارف حقّۀ مکتب و بازی گرفتن ارزشها و انطباق افکار و آراء با مبانی متقن و مسلّم القبول تشیّع، و اعطای حربه و ابزار به مخالفین برای کوبیدن حقایق نورانی مکتب اهل بیت، و دستاویز قرار دادن این تعابیر شعارگونه برای غلبه بر حقّ و احیای باطل است؟!
متأسّفانه این آفت نه تنها شامل عوام و بیخبران از معارف اصیل و متقن تشیّع میشود، بلکه دامن بسیاری از اهل علم و دانش را آلوده کرده است؛ تعابیری که فقط در مقام تخیّل، آنهم از افراد نادان و غیر موجّه برمیخیزد و ساحت قدس موالیان ما را آلوده میسازد.
در مقابل این افراد گروهی نیز از روی جهل و نادانی و بیسوادی، حضرات معصومین علیهم السّلام را در حدّ یک انسان معمولی و بشر متعارف تنزّل میدهند و حرکات و سکنات و کلمات آنان را با سخنان معمولی و کردار متعارف افراد مقایسه میکنند.
ناراحتی علاّمه امینی از تضییع حقّ أمیرالمؤمنین
روزی مرحوم والد معظّم، علاّمه سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی ـ أفاضَ اللهُ علینا من برکات تربته ـ نقل میفرمودند که:
برای دیدن و عیادت از مرحوم علاّمه امینی ـ رضوان الله علیه ـ به منزل ایشان در طهران رفته بودیم، در حالیکه قبل از ما یکی از آقایان معمَّمین و مشهور از سادات که منزلشان نزدیک منزل مرحوم امینی بود نیز به ملاقات ایشان رفته بود. در اثنای صحبت این فرد معمّم و سیّد رو میکند به مرحوم امینی و میگوید:
«آقا! این علی که شما اینقدر سنگ او را به سینه میزنید مگر چه کرد در اسلام؟ غیر از اینکه فقط یک عدّهای را کشت و تفرقه در صفوف مسلمین به وجود آورد، کار دیگری هم کرد؟!» (نعوذ بالله از این همه جهالت و ضلالت!)
«و شما که اینقدر به ابوبکر و عمر میتازید، آنها چه کردند؟ جز خدمت به اسلام و مسلمین و بسط عدل و انتشار اسلام در سرزمینهای دوردست و عمل به دموکراسی و اخذ آراء برای انتخاب حکومت و حاکم؟ و آیا به
