
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
190و آثار آنان در میان مردم گوشزد نمیشد، و هیچکس اطّلاعی از وجود اخبار خلاف متعارف و ضدّ و متناقض با آنچه به عنوان خوراک روزمرّه به خورد مردم داده میشد، نداشت. و به طور کلّی به هیچوجه من الوجوه احدی از مسألۀ خلافت و امامت ائمّۀ معصومین علیهم السّلام اصلاً اطّلاعی نداشت، مگر در بعضی از نواحی بعیده، مثل ری و قم و نیشابور و بعضی از مراکز مهم تشیّع، آنهم باز نه به همین وضع فعلی موجود در زمان ما، بلکه به عنوان فردِ برتر و عالمتر و داناتر و سزاوارتر به حکومت و خلافت، نه به عنوان تنها فرد شاخص و بهحق، که هیچ دوئی را نمیپذیرد و اساس دین و مخ و سرّ و حقیقت دین فقط و فقط منحصر در وجود او و زعامت و امامت او باشد، و سایرین در جهل و بطلان و اضمحلال و ظلمت و کدورت قرار گرفته باشند، حتّی در بین شیعیان نیز تمامی آنها به این نکتۀ مهم نرسیده بودند.
تبعات و مفاسد همردیف قرار دادن دیگران در کنار امام علیه السّلام
جای تعجّب نیست امروزه با وجود گذشت بیش از یک هزار و چهار صد سال از ظهور اسلام و تثبیت و تمشیَت اساس و نظام مکتب تشیّع، با وجود آنکه لفظ امام اگر نگوییم در فرهنگ عرب شیعه بر مورد ذات مقدّس امام معصوم علیه السّلام اطلاق میشود، قطعاً باید گفت در فرهنگ فارسی زبانان به امام علیه السّلام که دوازده معصوم میباشند، فعلاً بر ذات اقدس قطب عالم امکان حضرت بقیّة الله فی الأرضین، حجّة بن الحسن العسکری أرواحنا لتراب مقدمه الفداء اطلاق میشود. ولی به واسطۀ طرح و ابراز و اظهار بعضی از افراد و اشاعه و ابلاغ و انتشار آن در جامعۀ پارسی زبان ایرانی و غیر ایرانی بر بعضی از اشخاص آنقدر این عنوان و لقب معروف و متداول و متعارف گشت، و کسی در مقام ردّ و ایراد و نقد و اشکال و اعتراض بر این مطلب بر نیامد، که در بسیاری از خانوادهها به خصوص افراد کم اطّلاع، ایشان را در ردیف سایر ائمّه علیهم السّلام و به عنوان یک فرد از آنان قلمداد میکنند.
نویسنده خود در اینجا اعتراف میکنم که با بسیاری از این گونه خانوادهها و به خصوص اطفال آنان که برخورد کردم این مسأله را مشاهده نمودم!!
در بعضی از سفرهای به مکّۀ مکرّمه که خداوند توفیق زیارت خانۀ خود و حجّ
