اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

185
  • ما کانَ غَیرُ أبی‌حَفصٍ یَفوهُ بِها***أمامَ فارِسِ عَدنانَ و حامیها1
  • «عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبه‌ای است که عمر به علی خطاب نمود! چه قدر کریم و بزرگوار است شنوندۀ آن و چقدر عظیم و بلند مرتبه است گویندۀ آن!

  • قطعاً بدان که خانۀ تو را به آتش می‌کشم و تو را در آن خانه باقی نمی‌گذارم، اگر از بیعت با خلیفه أبوبکر سرپیچی نمایی؛ با اینکه دختر پیامبر در آن خانه باشد و از آنجا خارج نشود!

  • این کلام، کلامی نیست که از دهان هر کسی خارج شود؛ گوینده‌ای همچو عمر را می‌طلبد که بتواند در مقابل اوّل پهلوان عرب و تک‌سوار عدنان و نگهبان و پاسدار امّت عرب (عدنان) ایراد کند.»

  • آری! این است نمونه‌ای از کوردلی و بی‌حمیّتی و بی‌غیرتی که نصیب عدّه‌ای شده است و می‌شود. و آتش زدن خانۀ افراد مظلوم و بی‌گناه که کاری به کار خلافت و خلیفه بازی ندارند، موجب فخر و مباهات است؛ و لگد زدن به پهلوی یک زن ناتوان و ضعیف آن‌هم دختر رسول خدا و اوّل بانوی جهان آفرینش به نصّ و تصریح شخص رسول خدا و سقط کردن فرزند او، از افتخارات ملّی و قومی و تعهّد دینی و غیرت عربیّت شمرده می‌شود.2 زهی بی‌شرمی و وقاحت!

    1. الغدیر، امینی، ج ٧، ص ٨٦.
    2. ذکر چند خبر از کتب اهل خلاف در این موضوع:
       الملل و النّحل، شهرستانی، ص ٥٩، به نقل از ابراهیم بن سیّار بن هانی النظّام: «فقالَ: إنَّ عُمَر ضَربَ بَطنَ فاطمةَ یَومَ البَیعَةِ حَتّی ألقَتِ الجَنینَ مِن بَطنِها؛ و کانَ یَصیحُ: ”أحرِقوا دارَها بِمَن فیها!“ و ما کانَ فی الدّارِ غَیرُ علیٍّ و فاطمةَ والحسنِ والحُسینِ.»
       الإمامة و السّیاسة، ص ١٢: «قال: و إنّ أبابکرٍ ـ رضیَ اللهُ عَنه ـ تَفَقَّد قومًا تَخلَّفوا عن بَیعَتِه عِندَ علیٍّ کرَّمَ اللهُ وَجهَه، فبَعَث إلیهِم عُمرَ، فَجاءَ فَناداهُم و هُم فی دارِ عَلیٍّ فأبَوا أن یَخرُجوا، فَدَعا بالحَطَبِ و قال: ”و الَّذی نَفسُ عُمَر بِیَدهِ لَتَخرُجَنَّ أو لَأحرَقتُها علَی مَن فیها!“ فقیلَ لَه: یا أباحفصٍ، إنَّ فیها فاطمةَ! فقال: ”و إن.“» 
       میزان الاعتدال، ج ١، ص ١٣٩، فصل ذکر احوال أحمد بن محمّد بن السری بن یحیی بن أبی‌دارم المحدّث: «و قال محمّدُ بن أحمد حمّاد الکوفیّ الحافظ ـ بعدَ أن أرَّخَ مَوتهُ ـ: کانَ مُستقیمَ الأمرِ عامَّةَ دَهرِه، ثُمَّ فی آخرِ أیّامِه کانَ أکثرَ ما یُقرَأُ عَلیهِ المَثالِبُ. حَضَرتُه و رَجُلٌ یَقرأُ علیهِ: إنَّ عُمَر رَفَسَ* فاطمةَ حَتَّی أسقَطَت بمُحسِن.»
      قال الجوهری فی الصحاح«الرَّفسُ: الضّربُ بالرِّجل.»