
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
168ایشان به سرقت بردهایم؟ و یا کسی را از ایشان به قتل رساندهایم و باید مال را پس بدهیم یا قصاص را پذیرا گردیم؟
عمرو بن عاص گفت: نه، هیچ کدام از اینها نیست؛ شما مردمان محترم و آزاد میباشید.
جعفر گفت: پس از ما چه میخواهید؟ شما ما را اذیّت نمودید و نهایت شدّت و قساوت را در حقّ ما روا داشتید و ما هم ترک وطن نموده به اینجا پناه آوردیم.
عمرو بن عاص گفت: ای پادشاه! اینها به خدایان ما دشنام میدهند و بر علیه دین و مکتب ما میشورند و جوانان را گمراه میکنند و در میان ما تفرقه انداختهاند.
جعفر گفت: بله درست است، ما با دین اینها مخالفت کردیم و از مرام و مسیر اینها روی گردانیدیم؛ زیرا خدای متعال بر ما منّت نهاد و پیغمبری را در میان ما مبعوث نمود که ما را از عبادت سنگ و چوب برحذر میدارد، و از شرک و اعمال باطله و خرافات جاهلیّت نهی میکند، و از زنا و ربا و خوردن گوشت مردار و خون باز میدارد، و از شرک و ظلم و ستم بر یکدیگر بر کنار میدارد، و ما را به اداء نماز و دادن زکات و عدالت و صداقت و کمک به مستمندان و صلۀ ارحام ترغیب میکند. بدینسان ما از کیش و آیین جاهلیّت و بربریّت روی برگرداندیم و به سوی آزادی و شرافت و استکمال ارزشهای والای انسانی که در تحت عبودیّت حضرت پروردگار و رقّیت ذات اقدس الهی منطوی است رو آوردیم.
بیانات متین و متقن و صراحت لهجۀ جعفر طیّار که منبعث از روح آیات کتاب مبین و مقتبس از عبارات کریمۀ قرآن کریم بود، نجاشی را به فکر و اندیشه فرو برد و آثار بهجت و سرور از وجنات سیمای او مشهود گشت.
عمرو بن عاص که موقعیت خود را سخت در خطر دید به فکر چاره و حیله افتاد و از راه مکر و خدعه بهجای قبول حق و پذیرش منطق صحیح به نیرنگ و مغالطه متوسّل گشت. رو کرد به نجاشی و گفت: ای سلطان! اینها در وقت ورود به تو سجده نکردند و حرمت تو را پاس نداشتند.
