
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
166قرار دادهاند؛ کأنّ این شارب چون به روی دهان و لبها قرار میگیرد، از سخن بیهوده و نیز از لقمۀ مشتبه جلوگیری مینماید. و تمسّک به کلامی از جانب سیرۀ آن حضرت نیز میکنند که:
و کانَ علیه السّلام وافِرَ السَّبَلَةِ؛1 «سبیلهای آن حضرت پر پشت بوده است.»
ولی در این تفسیر و حکایت خلط و اشتباه رخ داده است؛ زیرا وفور به معنی پر پشتی در مقابل خفّت و کم پشتی است، نه به معنی طول و درازی مو است. و با وجود اخبار کثیره از معصومین علیهم السّلام مبنی بر کراهت شدید طولانی بودن شارب، چطور أمیرالمؤمنین علیه السّلام این مسأله را رعایت نمینموده است و توجّهی به سنّت رسول خدا نمیکرده! این مسأله از ناحیه آن حضرت محال و ممتنع است.
باری مرحوم آخوند مولا حسینقلی همدانی ـ رضوان الله علیه ـ که مقصود آن درویش را از فیض حضور و تشرّف دریافته بود که جهت ارادت و تتلمذ و شاگردی
- در اینجا مناسب است به بعضی از روایاتی که در آنها نهی از بلند نمودن شارب شده است اشاره شود:
الکافی، ج ٦، ص ٤٨٨؛ من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ١٢٧: «قالَ رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ عَلیهِ و آلهِ و سَلَّم: ”لا یطولَنَّ أحدُکم شارِبَه، فإنَّ الشَّیطانَ یَتّخذُه مَخبَأً یستتر به.“»
من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ١٣٠: «و قال رسولُ اللهِ صلَّی اللهُ عَلیهِ و آلهِ و سلَّم: ”حُفُّوا الشَّواربَ و اعفُوا اللِحَی، و لا تُشَبِّهوا بِالیَهود!“»
الکافی، ج ٦، ص ٤٨٧: «عن عبدالله بن عثمان، أنّه رَأیٰ أباعبدِاللهِ علیه السّلام أحفَی شارِبَه حتَّی ألصَقَه بالعَسیب.»*
همان: «عن علیّ بن جعفر عن أخیه أبیالحسن علیه السّلام، قال: سألتُه عن قَصِّ الشّارِب، أ مِنَ السُّنّةِ؟ قال: ”نعَم.“»
همان: «عن ابن فضّال، عمّن ذکره، عن أبیعبدالله علیه السّلام، قال: ذَکَرنا الأخذ مِن الشّاربِ، فقال: ”نُشرَة** و هو مِن السُّنّة.“»
* أحفیٰ شارِبَه: أی بالَغَ فی أخذِه. و العَسیبُ: مَنبتُ الشَّعر. (تعلیقه)
** القاموس: «النُّشرة: رُقیةٌ یُعالَجُ بها المجنون و المریض.» (تعلیقه)
- در اینجا مناسب است به بعضی از روایاتی که در آنها نهی از بلند نمودن شارب شده است اشاره شود:
