
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
164عالیۀ دین مبین صورت پذیرد، کاملاً تأثیر خود را در کیفیّت ارائۀ دعوت و انذار بروز و ظهور میدهد، و حتّی برای یک فرد عامی واضح میگردد که ورای دعوت به توحید و ارزشهای والای انسانی و کسب ملکات فاضله، مسائل نفسانی و حبّ و بغض دنیوی و تحصیل منافع شخصی ـ از وصول به ریاسات و مراتب عالیۀ آمریّت و ناهویّت و ارضاء ملکات رذیله نفس سرکش و تربیت نشده ـ در میان است.
خدا به حضرت موسی علیه السّلام میفرماید: گرچه فرعون دعوی الوهیّت و خدایی نموده و پا را از حریم عبودیّت فراتر نهاده است، ولی هنوز قلب او تهیّؤ و استعداد تلقّی کلام حق را از دست نداده است و چنانچه با او به مدارا و منطق صحیح ـ نه با دشنام و طرد و لعن و دورباش و باید و نباید ـ صحبت شود ممکن است بر اساس مرتکزات فطری و اندوختۀ عقلانی مطالب حق را بپذیرد و دست از عناد و لجاج بردارد.
از نمونههای صحیح امر به معروف برخورد جعفر بن أبیطالب با نجاشی است
در اینجا جا دارد به سرگذشت و داستان معجب و فرحانگیز سفیر گرآنقدر رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، حضرت جعفر بن أبیطالب، طیّار به سوی حبشه و نجاشی پادشاه نصرانی آنجا، اشارهای بکنیم.
جعفر بن أبیطالب برادر بزرگ أمیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب علیه السّلام بود، و هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم رسالتش را اعلان نمود به دین اسلام مشرّف شد. کلمات وحی و آیات باهرات کتاب الهی همراه با خلق نیکو و کردار پسندیده و منطق محکم و متین رسول اکرم مشرکین را به سمت و سوی دین اسلام متمایل مینمود. به طوری که پس از گذشت مدّت قلیلی عدّهای از آنها که دارای قلبی صاف و فطرتی دست نخورده و عقلی استوار بودند به دین اسلام مشرّف شده، یکسره از عادات و عقاید و رسومات جاهلیّت دست برداشتند.
مشرکین مکّه، که با احساس عدم توانایی مقابله با مبانی متین و عقاید راسخ الهی و رسوم حکیمانه و رشیق اسلام، موقعیّت و جایگاه خود را در خطر اضمحلال و نابودی میدیدند، به فکر مقابلۀ ایذائی و فیزیکی و ضرب و حبس و قتل و اعدام برآمدند.
