
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
152مجتبی علیه السّلام بیست و پنج بار به این سفر الهی مشرف شدند که اکثر آنها را با پای پیاده از مدینه تا مکّه مبادرت مینمود،1 و سایر ائمّه علیهم السّلام همچون حضرت سجّاد زینالعابدین2 و موسی بن جعفر علیهم السّلام با پای پیاده در بین مکّه و مدینه مشاهده شده بودند3 ـ دیگر ما را چه سزد که نسبت به ارج و ارزش این جایگاه رفیعالمنزله و مواقف شریفه گفتگو و تردید بنماییم، و صرفاً به عنوان یک تکلیف ظاهری و حکم نه چندان پر محتوای شرعی به آن بنگریم، و به انتظار آن بنشینیم که مال باد آوردهای از راه برسد و پس از قضای جمیع حوایج زندگی از منزل و مغازه و ماشین و اسباب و ادوات و رفع تمام مایحتاج، و غیر مایحتاج آنگاه اگر
- همان، ص ٧٨:
«عَنِ الحَلَبیِّ، قالَ: سَألتُ أباعَبدِاللهِ علیه السّلام عن فَضلِ المَشیِ؟ فَقالَ: ”إنَّ الحَسَنَ بنَ عَلیٍّ قاسَمَ رَبَّهُ ثَلاثَ مَرّاتٍ حَتَّی نَعلًا و نَعلًا، و ثَوبًا و ثَوبًا، و دینارًا و دینارًا، و حَجَّ عِشرینَ حَجَّةً ماشیًا عَلَی قَدَمَیهِ.“» - همان، ص ٨١:
«مُحمّدِ بنِ مُحمّدِ بنِ النُّعمانِ المُفیدِ فی الإرشادِ عن أبیمحمّدٍ الحَسَنِ بنِ مُحمّدٍ، عن جَدِّهِ، عن أحمَدِ بنِ محمّدٍ الرّافِعیِّ، عن إبراهیمِ بنِ عَلیٍّ، عن أبیهِ، قال: ”حجَّ عَلیُّ بنُ الحُسَینِ علیهما السّلام ماشیًا، فَسارَ عِشرینَ یَومًا مِنَ المَدینَةِ إلَی مَکَّةَ.“» - بحار الأنوار، ج ٤٨، ص ١٠٠، به نقل از قرب الإسناد، ص ٢٩٩:
«علیُّ بن جَعفرٍ قالَ: خَرَجنا مَعَ أخی موسَی ابن جَعفَرٍ علیه السّلام فی أربعَ عُمَرٍ یَمشی فیها إلَی مکّةَ بِعیالِهِ و أهلِه، واحِدةً مِنهُنَّ مَشَی فیها سِتَّةً و عِشرینَ یَومًا، و أُخری خَمسَةً و عِشرینَ یَومًا، و أُخری أربَعةً و عِشرینَ یَومًا و أُخری أحدًا و عِشرینَ یومًا.»
- همان، ص ٧٨:
