
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
129از ارزشمند بودن یا نبودن آن قضیّه. صادق فردی است که کلام او با محکیّ خارجی آن مطابقت کند و کاذب فردی است که گفتار او با محکیّ آن مطابقت ننماید.
و یا مثلاً حرمت تعدّی به مال و یا عرض و یا جان افراد بر اساس عدم انطباق فعل انسان با این اصل میباشد؛ زیرا اختیار انسان بر مال و عرض و جان از اصول اولیّه و بدیهیّۀ حفظ بقای نسل و ادامۀ حیات است، و خداوند متعال این اختیار را به انسان عطا نموده و تعدّی به این حدود و ثغور را منافی با حرّیت در انتخاب و قدرت بر انفاذ دانسته است. بدیهی است حتّی غیر ملتزمین به دین مبین اسلام از سایر ملل و فرق نیز به این اصل مسلّم پایبند، و اجرای آن را از زیر بنای حفظ استمرار حیات بشری و بقای نسل میدانند، و تخطّی از آن را به هر نحو و کیفیّت محکوم و مطرود مینمایند.
و همینطور تمام قضایای مستقلّۀ عقلی بر پایۀ اصل مطابقت و متابعت از حق بنا نهاده شده است. بنابراین به مقتضای برهان عقلی و حاکمیّت فطری چنانچه حقّانیّت مسألهای برای انسان مبیّن و واضح گشت، نفس باید خود را در قبال این مسأله مسئول و طرفداری از آن را نصبالعین خویش قرار دهد؛ زیرا نفس ادراک حق و وضوح آن بدون مقابلۀ جدّی با موانع تحقّق آن، با اصل لزوم بقای حیات بشری و استمرار شرایط مساعدۀ ترقّی روح و کمالات نفسانی در تعارض بوده و هیچ ثمرهای به دنبال نمیآورد. درست مانند فردی که مرضی را در بدن خود تشخیص دهد و بدون مراجعه به طبیب و استمرار طریقۀ علاج، دست روی دست بگذارد و صرفاً به نظارۀ رشد مرض و بقای آن بنشیند؛ طبیعی است مآل و غایت چنین روشی جز اضمحلال و نابودی و بوار انسان نتیجهای ندارد.
بطلان سکوت در برابر ظلم طبق موازین نقلی
و امّا بطلان سکوت در برابر ظلم طبق موازین نقلی از حدّ إحصاء خارج است.
پروردگار متعال در مواضع عدیدهای از قرآن کریم به ذمّ کسانی پرداخته است که گرچه خود آنها با مواجهه با حقّ و پیروی از دستورات انبیای الهی طریق عناد و معارضه را نپیمودهاند، ولی در برابر اجحاف و تعدّی و ستم و نفاق امّتها، به سکوت
