
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
73صحیحی از معارف و کتاب الهی نداشتید و مَیز بین حقّ و باطل از احکام و معارف برای شما مقدور نبود، ولی مگر اعمال خلاف دیانت و کردار زشت و وقیح آنان را نمیدیدید؟! و با عقل فطری و سرمایه خدادادی به بوته امتحان و اختیارنمیگذاردید؟! و قبح کردار آنان بر شما واضح و آشکار نمیگشت؟! و مگر نمیدانستید که کلام ایشان عاری از حقیقت و واقعیّت است و نباید بر ایشان اعتماد نمود؟ و نباید به دستورات و فرامین صادره از آنها که تماماً خلاف واقع و خلاف صفات و خصائص رسول خدا بود، عمل مینمودند در حالیکه رسول خدا را ندیده بودند و او را مشاهده نکرده بودند!
و به حکم فطرت و وجدان و عقل و اصول مسلّمۀ عرفیّه و عقلائیّه، واجب و ضروری بود که خود در امر رسول خدا تفحّص کنند (و به کلام بیپایه و بیاعتبار علمایشان توجّهی ننمایند)؛ زیرا دلایل و طرق اثبات شخصیّت رسول خدا آشکارتر از آن بود که بر کسی مخفی بماند، و معروفتر و مشهورتر از آن بود که برای کسی ظاهر و مبرهن نگردد. (ولی در عین حال برای وصول به حقّ و ادراک واقع با توجّه به شرایط و ظروف موجوده، سستی و تکاهل نمودند و مطلب اصلی و نکته اساسی را سرسری گرفتند، و به صرف گفتار لغو و لاطائلات علمایشان بسنده نمودند.)“»
شرایط و علائم شناخت فقهای واقعی در کلام امام حسن عسکری علیه السّلام
«و کَذَلِکَ عَوامُّ أُمَّتِنا إذا عَرَفُوا مِن فُقَهائِهِمُ الفِسقَ الظّاهِرَ، و العَصَبِیَّةَ الشَّدیدَةَ، و التَّکالُبَ عَلَی حُطامِ الدُّنیا و حَرامِها، و إهلاکَ مَن یَتَعَصَّبونَ علَیهِ و إن کانَ لِإصلاحِ أمرِهِ مُستَحِقًّا، و بِالتَّرَفرُفِ بِالبِرِّ و الإحسانِ عَلَی مَن تَعَصَّبُوا لَهُ و إن کانَ لِلإذلالِ و الإهانَةِ مُستَحِقًّا؛ فَمَن قَلَّدَ مِن عَوامِّنا مِثلَ هَؤُلاءِ الفُقَهاءِ، فَهُم مِثلُ الیَهودِ الَّذینَ ذَمَّهُمُ اللهُ بِالتَّقلیدِ لِفَسَقَةِ فُقَهائِهِم.
فَأمّا مَن کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِنًا لِنَفسِهِ، حافِظًا لِدِینِهِ، مُخالِفًا عَلَی هَواهُ، مُطیعًا لِأمرِ مَولاهُ، فَلِلعَوامِّ أن یُقَلِّدوهُ! و ذَلِکَ لا یَکونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّیعَةِ لا جَمیعَهُم. فَإنَّهُ مَن رَکِبَ مِنَ القَبائِحِ و الفَواحِشِ مَراکِبَ فَسَقَةِ العامَّةِ، فَلا تَقبَلُوا مِنّا عَنهُ شَیئًا و لا کَرامَةَ.
و إنَّما کَثُرَ التَّخلیطُ فیما یُتَحَمَّلُ عَنّا أهلِ البَیتِ لِذَلِکَ؛ لِأنَّ الفَسَقَةَ یَتَحَمَّلونَ عَنّا
