
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
72احوال و خصوصیّات و صفات علمایشان داشتند؛ آنان را به دروغگویی آشکار و خوردن مال حرام و گرفتن رشوه در مرافعات و ارتباطات اجتماعی و مسائل حقوقی، و به تغییر و تبدیل احکام الهی به واسطۀ توصیهها و مدارا کردن در امور دنیوی و صحنهسازیها و رعایت موارد ذینفع و زد و بستهای دنیوی میشناختند؛ و ایشان را به تعصّبهای شیطانی و پافشاری بر مسائلی که با مبانی الهی و اعتقادی آنان منافات دارد که موجب سلب حقوق مظلوم و اعطاء به ظالم است باور داشتند؛ و به زیر پاگذاردن معیارهای دینی در مرافعات، و رعایت مصالح دنیوی و ترجیح آن را بر مصالح اخروی، و ظلم به مظلومین را برای رضا و خرسندی ظالمین، آگاه بودند و مدّ نظر قرار میدادند؛ و آنها را به ارتکاب محرّمات و اتیان معاصی میشناختند.
بنابراین با توجّه به مطالب فوق و عرفان یقینی از موقعیّت و حالات علمایشان و آنچه را که به رأیالعین از ارتکاب محرّمات و فرو رفتن در اهویۀ باطله و منجلاب نفس امّاره و ترجیح و برتری رضای خلقِ ستمکار بر رضا و خرسندی پروردگار و خلق محروم و ستمدیده، چارهای جز حکم به فسق علمایشان و انحراف از مسیر حقّ و دیانت و دوری جستن از ایشان و تبرّی از اعمال و رفتار آنان برای عوام یهود باقی نمیماند؛ و این حکم ضروری و بدیهی همچون آفتاب در مرئیٰ و منظر و در قلب و جان و در فکر و اندیشه آنان مستقرّ و مبرهن بود. و ایشان میدانستند کسی که واجد این صفات رذیله و اخلاق ذمیمه میباشد، هیچگاه نمیتواند مطلب صدق و راستی را به خدا و وسائط بین خدا و خلق نسبت دهد؛ بنابراین انتساب احکام الهی به پروردگار و تبیین آنها برای مردم بر محور تطبیق و توفیق با مصالح و مفاسد دنیوی قرار میگیرد؛ اگر حکمی موافق با مصالح دنیوی آنان بود، برای مردم بیان میکردند، و الاّ آن را تحریف نموده خلاف آن را اعلام مینمودند.(بدین لحاظ دیگر چه اعتمادی و چه اتّکایی برای عوام یهود نسبت به این دسته از علما باقی میماند و چگونه به خود جرأت میدهند که از این گروه از علما تقلید نمایند؟!)
فلهذا خداوند متعال آنان را مذمّت نمود و تقبیح فرمود که: گرچه شما ادراک
