
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
128مسلمانها و شیعه برای آنها مباح بود، همین شیعیان که در کوفه بودند و أمیرالمؤمنین دائماً فریاد میزد: برخیزید برخیزید و از حقّ دفاع کنید! آنقدر ذلیل شدند، همه بزرگان را کشتند، همه را دربهدر کردند، همه را زنده لای آجرها گذاردند و روی آنها عمارت ساختند، تا به جایی رسید که هر کس حتّی متّهم به تشیّع أمیرالمؤمنین بود خونش هدر بود؛ یعنی بهجایی رسید که در دنیا کسی نمیتوانست بگوید من شیعه هستم. همینکه میگفت من شیعه هستم خونش هدر بود.
اینها برای چه بود؟ برای احتیاط کاری بود. احتیاط در جای خود خوب است ولی در غیر جای خود غلط است. ما میخواهیم یک آب پاکی پیدا کنیم وضو بگیریم، حالا آنقدر دنبال آب بگردیم تا آفتاب غروب کند و نماز قضاء شود. آقاجان اینقدر نمیخواهد دنبال آب بگردی، با همین آبی که گفتند ظاهرش پاک است وضو بگیر تا نمازت قضا نشود.
تمام شد بیان مرحوم والد، رضوان الله علیه. حقیر گوید: این بیان حاوی مطالبی بس عمیق و متقن و مطابق با اصول نقلی و موازین عقلی است.
بطلان سکوت در مقابل ظلم طبق موازین عقلی
اما از نقطه نظر عقلی:
به طور کلّی اصل اساسی در موازین و مستقلاّت عقلیّه اتّباع از حق و تطبیق جمیع امور حیات بشر و حرکات و سکنات و نحوۀ ارتباطات جمعی و فردی و اشتغال به امور دنیا و آخرت و تکمیل نفوس مستعدّه به مرتبۀ فعلیّت و کمال بر اساس این ملاک و این محور میباشد. حق به عنوان محور برای جمیع استنباطات عقلی و قوانین فطری است، و جمیع مرتکزات فطری بشر و سرمایۀ خدادادی پروردگار که در ضمیر انسان و فطرت او نهادینه شده است بر محوریّت این اصل قرار دارد.
مثلاً لزوم صدق و قبح و حرمت عقلی کذب، بر محوریّت انطباق گفتار با واقع و عدم انطباق با واقع است. و به عبارت دیگر انطباق گفتار با تحقّق امر خارجی یا عدم تحقّق آن و عدم انطباق گفتار با این دو اصل، معیار صدق و کذب خواهد بود. و حقّ در اینجا به معنی نفس وجود آن قضیّۀ خارجی یا عدم وجود آن است، جدای
