اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

125
  • أمیرالمؤمنین حرکت کرد به طرف موقف رسول خدا، تا آمد خدمت حضرت و گفت: یا رسول الله! از من بدی دیدی که مرا در این جنگ با خود نبردی؟

  • رسول خدا فرمود: نه و الله! ”أنتَ مِنِّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسَی إلّا أنّهُ لا نَبِیَّ بَعدی.“1

  • «منزله تو و نسبت تو با من مثل هارون است بالنّسبه به حضرت موسی (تو مقام وصایت داری فقط) فرق در این است که هارون بعد از حضرت موسی مقام پیغمبری داشت امّا تو مقام پیغمبری نداری.» ولی از هر جهت مثل من هستی و الآن در مدینه در این موقعیّت باید یا من بمانم یا تو.

  • این روایت را بزرگان اهل سنّت نقل کرده‌اند.2

  • وضع مدینه و وضع منافقین مدینه این‌طور بود که در آن وقت یا باید پیغمبر بماند یا علی، و الاّ مدینه را به واسطۀ دسیسه‌هایی که با خارجی‌ها ـ مثل سلطان روم و غیره ـ داشتند، آشوب می‌کردند، و این جنگ بر علیه رومی‌ها بود. و لذا پیامبر أمیرالمؤمنین را در اینجا گذاشت که مثل وجود خودش باشد، و چون پیغمبر هم می‌دانست که در این جنگ خونریزی اتّفاق نخواهد افتاد، لذا نیازی به شجاعت علی نبود و لذا با خود نبرد و در مدینه گذاشت تا به‌جای او باشد.)

  • اینکه رسول خدا به علیّ فرمود: ”أنتَ مِنِّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسَی إلّا أنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدی“، نگذاشت که من علی را سبّ کنم. چرا علی را سبّ کنم؟!

  • معاویه گفت: تو خودت این حرف‌ها را از پیغمبر شنیدی؟

  • گفت: بله! و اوقاتش تلخ شد و بلند شد که از مجلس معاویه بیرون آید. آخر سعد هم شخصیّتی است، معاویه می‌گوید: چرا علی را به خاطر من سبّ نمی‌کنی؟

  • روایت در کامل ابن أثیر از بزرگان اهل تسنّن است.

    1. الکافی، ج ٨، ص ١٠٧.
    2. مسند احمد، ج ٢٢، ص ٣٨٧؛ ج ٥٥، ص ٣٤ و ٤٩٨؛ صحیح مسلم، ج ٤، ص ١٨٧٠؛ السّنن الکبری، ج ٥، ص ٤٤ و ١٢٢ و ١٢٥؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ١٤٢؛ سنن الترمذی، ج ١٣، ص ٣٣٦.