
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
124و همه ما منتظر بودیم که عَلَم به دست چه کسی داده میشود، چون هیچ احتمال علی را نمیدادیم؛ زیرا علیّ چشمدرد گرفته بود و در بستر افتاده بود و نمیتوانست چشمش را باز کند. همۀ اصحاب میگفتند: آن کسی که رسول خدا فردا او را برای جنگ انتخاب میکند کیست؟
صبح که شد رسول خدا گفت: علی بیاید!
گفتند: یا رسول الله! علی در بستر افتاده و چشمش از شدّت درد باز نمیشود.
فرمود: او را بیاورید!
علی را آوردند پیش پیغمبر. پیامبر از آب دهان بر چشمهای علی مالید و گفت: حرکت کن و برو! علی رفت و خیبر را فتح کرد. این فضیلتی که برای علی است با این خصوصیّات برای هیچکس نیست.
(علاّمه در منهاج الیقین ده فضیلت برای علی نقل میکند که یکی از آنها این است؛ ده فضیلتی که هیچیک از صحابه یکقدم با او اشتراک ندارند.)
فضیلت سوّم این است که رسول خدا دربارۀ او فرمود:
”أنتَ مِنِّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسَی إلّا أنَّهُ لا نَبِیَّ بَعدی“؛
«نسبت تو با من همانند نسبت هارون با حضرت موسی است، مگر اینکه پس از من دیگر پیامبری وجود ندارد؛ (یعنی فرق تو با هارون در این است که او پس از موسی پیامبر بود و تو خلیفه و وصیّ من میباشی ولی پیامبر نیستی.)»
(در همه غزوات با پیغمبر بود. در یک جنگ (جنگ تبوک) هنگامی که رسول خدا علی را با خود نبرد و گفت: در مدینه بمان! تو ولیّ و سرپرست امور مدینه باش هنگامی که من نیستم تا ما از جنگ برگردیم. رسول خدا از مدینه خارج شد و در یک فرسخی توقّف نمود. منافقین شروع کردند اینطرف و آنطرف بر سعایت از علی که: مورد غضب رسول خدا واقع شده است، و رسول خدا حرکت او را ناپسند داشت، و لذا او را در مدینه گذاشت. منافقین گفتند که: رسول خدا شجاعها را با خود برده و قرار گذاشته که سرپرست زن و بچّه مردم باشی. خانهداری و سرایداری مدینه را به تو داده.
