
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
40سرخود را بلند نمودند و گفتند: کنیهات چیست؟
گفتم: أبوعبدالله (پدر بنده خدا).
حضرت گفتند: خداوند کنیهات را ثابت گرداند و تو را موفّق بدارد ای أبوعبدالله! حاجتت چیست؟
من در این لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیدار و سلامی که بر حضرت کردم غیر از همین دعای حضرت هیچ چیز دگری نباشد، هر آینه بسیار است.»
ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ثُمَّ قالَ: «ما مَسألَتُکَ؟»
فَقُلتُ: سَألتُ اللهَ أن یَعطِفَ قَلبَکَ عَلَیَّ، و یَرزُقَنِی مِن عِلمِکَ. و أرجُو أنَّ اللهَ تَعالَی أجابَنِی فی الشَّرِیفِ ما سَألتُهُ.
فَقالَ: «یا أباعَبدِاللهِ! لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ؛ إنَّما هُوَ نُورٌ یَقَعُ فی قَلبِ مَن یُرِیدُ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی أن یَهدِیَهُ. فَإن أرَدتَ العِلمَ فاطلُب أوَّلًا فی نَفسِکَ حَقِیقَةَ العُبُودِیَّةِ، و اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ، و استَفهِمِ اللهَ یُفهِمکَ!»
«سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه میخواهی؟
عرض کردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید، و از علمت به من روزی کند. و از خداوند امید دارم که آنچه را که درباره حضرت شریف تو درخواست نمودهام به من عنایت نماید.
حضرت فرمود: ای أباعبد الله! علم به آموختن نیست. علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی اراده هدایت او را نموده است واقع میشود. پس اگر علم میخواهی، باید در اوّلین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیّت را بطلبی و به واسطه عمل کردن به علم، طالب علم باشی؛ و از خداوند بپرسی و استفهام نمایی تا خدایت تو را جواب دهد و بفهماند!»
قُلتُ: یا شَرِیفُ! فَقالَ: «قُل: یا أباعَبدِاللهِ!»
قُلتُ: یا أباعَبدِاللهِ! ما حَقِیقَةُ العُبُودِیَّةِ؟
قالَ: «ثَلاَثَةُ أشیاءَ:
أن لاَ یَرَی العَبدُ لِنَفسِهِ فِیما خَوَّلَهُ اللهُ مِلکًا؛ لأَنَّ العَبِیدَ لاَ یَکُونُ لَهُم مِلکٌ، یَرَونَ
