
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
153حالی و مجالی بود و راه هم هموار و سایر موانع عادی مرتفع، اقدام به انجام آن با هزار اشکال و گله و شکایت بنماییم.
تعجّب مؤلّف از عدم تشرّف بعضی از علما به حج
و از اینجا معلوم میشود: اینکه از بعضی علما نقل شده که موفّق به تشرّف بیت الله نشدهاند و به بهانۀ عدم استطاعت، خود را از این نعمت عظمای الهی محروم کردهاند تا اینکه از دنیا رفتهاند، چقدر موجب تعجّب و استبعاد است! آیا اینان با وجود این همه از آشنایان و ارادتمندان و افرادی که قطعاً میتوانستند و راغب به بذل مال و تحصیل مقدمات سفر حج برای آنها بودند، چطور به خود اجازه دادند که خود را از انجام این فریضۀ فوقالعاده مهمّ و حیاتی در تربیت و تعالی نفس و استفاده از برکات و انوار نفوس قدسی اولیای الهی و دعوت حضرت ابراهیم خلیل علیه السّلام محروم نمایند؟! اینان که برای سفر به کشورهای خارج و صرف مبالغ هنگفت جهت مداوای امراض عادی جسمانی هیچگونه تردیدی به خود راه نمیدهند، چطور با این مسأله حیاتی به این سهولت و بیاهتمامی برخورد نمودند؟ و چه بسا این عمل را به حساب زهد بسیار و گریز از توجّه به دنیا و قطع علائق آن به حساب آورده و میآورند؟!
وصیّت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در آخرین لحظات حیات، به خالی نگذاردن بیت الله
در خاتمه مناسب است از وصیّتی که أمیرالمؤمنین علیه السّلام در آخرین ساعات عمر خود به فرزندانش و سایر شیعیان تا روز قیامت دربارۀ حج فرمود، سخنی به میان آوریم. حضرت خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السّلام میفرماید:
أُوصِیکُما بِتَقوَی اللهِ... و اللهَ اللهَ فی بَیتِ رَبِّکُم، لا تُخلوهُ ما بَقیتُم، فَإنَّهُ إن تُرِکَ لَم تُناظَرُوا.1
«شما را به تقوا و پرهیز از مناهی وصیّت میکنم... خدا را خدا را در نظر بیاورید دربارۀ خانه پروردگارتان، مبادا هیچگاه آن را خالی و خلوت بگذارید؛ به درستیکه اگر چنین شود بیم آن میرود که هیچگاه مورد عنایت و توجّه قرار نگیرید.»
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٣، ص ٧٧.
