
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
44آسمانهاست، بلکه در هر ذرّهای موجود است:
داستان الکترون و پروتون و امواج فرو صوت و الکتریسیته.1
- ـ معادشناسی (طبع اوّل) ج 8، ص 281، تعلیقه:
«این حقیر در مدّت بیست سال پیش از این، مطلب جالب توجّهى را که از اینشتین براى اینجانب نقل کرده بودند، بهخاطر داشتم، و در این موقع مناسب دیدم آن مطلب را در اینجا بیاورم. ناقل آن داستان جناب محترم دانشمند گرامى و سرور عزیز، آقاى احمد انصارى ـ زید توفیقُه ـ فرزند ارشد حضرت آیه الحقّ و الیقین جمال العارفین مرحوم آیه الله حاج شیخ محمّد جواد انصارى همدانى ـ رضوان الله علیه ـ است، و موضوع آن قضیّه، آرزو و تمنّاى اینشتین بر اطّلاع بر زبان پارسى و کتب ملاّى رومى و حافظ شیرازى است؛ آنان که بر شناخت قدرت بزرگ جارى و محیط بر موجودات عالم دست پیدا کرده بودند.
و براى نقل این مهم، پیام شفاهى براى ایشان فرستادم تا عین ترجمه عبارت کلام اینشتین را براى حقیر مرقوم فرمایند. ایشان نیز بزرگوارانه نامه مفصّلى مرقوم داشتهاند که ما عین آن عبارات را که راجع به موضوع ماست در اینجا مىآوریم:
گرامى پیک شفاهى آن جناب در خصوص تقدیم ترجمه کتاب The World as I see it به حقیر ابلاغ گردید. بنده سعى کردم جهت امتثال اوامر جنابعالى عین ترجمه را نسخهبردارى و تقدیم نمایم؛ متاسّفانه هر چه گشتم پیدا نشد. لذا با عرض پوزشطلبى آنچه در ذهن باقیمانده بود نوشتم؛ امید است مورد قبول قرار گیرد.
همانطور که به استحضار رسیده مؤلّف این کتاب، آلبرت اینشتین بوده و یک جلد آن، مقارن ایامى که بنده در دانشگاه بودم (حدود تقریباً سى سال قبل) به دست بنده رسید. این کتاب در کتابخانه آمریکائیها، واقع در خیابان نادرى تهران مورد علاقه شدید حقیر قرار گرفت. چون اجازه نمىدادند کتابى بیرون برده شود، لذا در همان کتابخانه دست به ترجمه آن زدم و قریب سى صفحه آن را ترجمه نمود ـ اصل کتاب به قطع تقریباً جیبى بود و نزدیک 150 صفحه داشت ـ که خلاصه از آن به شرح زیر میباشد:
اینشتین به جزء لایتجزّاى عالم مادّه که موسوم به اتم میباشد، اطّلاع پیدا کرده بود و بهدست آورده بود که این جزء خود شامل چند قسمت میباشد. اوّل: داراى مدارات خارجى است که با تفاوت داراى الکترونهاى مختلفى بوده و با نظم و سرعتى تغییر ناپذیر، این الکترونها مشغول گردش میباشند. دوّم: هسته مرکزى است که پروتونها و نوترونها میباشند؛ پروتونها که از نظر تعداد برابر الکترونهاى مزبور میباشند. طبق اظهار ایشان همین الکترونها و اختلاف در تعداد آنهاست که زیربناى گردش عالم هستى و اختلاف موجودات مادّى را سبب شدهاند.
و اظهار کرده است که: من هر چه کوشیدم علّت گردش اوّلیّه الکترونهاى مدارات خارجى یک شىء را بهدست آورم، نتوانستم. پس از مطالعات و بررسىهاى عملى خیلى زیاد، پىبردم که: این گردش منظّم و سریع الکترونها در مدارات مختلف، عامل مادّى ندارد و بنا بر نظرات بعضى از دانشمندان گذشته، این حرکت منظّم تحت قدرت یک عامل غیر مادّى رهبرى میشود. و بعضى توانستهاند با این عامل پر قدرت و حاکم و جارى در گردش عالم هستى، تماس حاصل نمایند که از آن جمله مولاى روم و حافظ را نام میبرد و اظهار میکند: ای کاش زبان فارسى میدانستم تا کتب این دو مرد بزرگ را مطالعه میکردم و میتوانستم مانند آنان به راهى که منتهى به شناخت قدرت بزرگ جارى و محیط بر موجودات عالم است، دست پیدا میکردم.
آنچه در خاطر با مختصر تفاوتى از لحاظ عبارات باقى مانده، مضمون بالا میباشد.
ـ تمام شد مقدار مورد حاجت از نامه شریف صدیق گرامى آقاى انصارى أمدّ الله فى عمره الشّریف.» ـ پایان متن منقول از معاد شناسی.
- ـ معادشناسی (طبع اوّل) ج 8، ص 281، تعلیقه:
