
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
220...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] سعید بن جبیر مصلحت گفتن ندید، یا آنکه گفت و عناکب نسیان در خاطر من تنید؟
ابنعبّاس گوید: مصیبت عظیم آن بود که بعضی از أصحاب نگذاشتند که رسول الله وصیّتنامه نویسد.*
تا آنکه گوید:
أمیرالمؤمنین علی علیه السّلام گوید که: پیغمبر در مرض موت وصیّت فرمود و چون از آن امر فارغ گشت سوره ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَهِ وَٱلۡفَتۡحُ﴾ نازل شد. گفتم: یا رسول الله! این وصیّت به وصیّت وداع کنندگان مینماید!
فرمود: ”آری ای علی! دل من از این عالم به تنگ آمده.“ آنگاه تکیه کرده، لحظهای چشم بر هم نهاد و چون بیدار شد گفت: ”ای جبرئیل! مرا دریاب و به وعدهای که نمودهای وفا نمای!“ بعد از آن مرا پیش خود طلبید و سر مبارک بر کنار من نهاد و رنگ رخسار همایونش متغیّر گشت، و جبین مبینش غرق عرق شد.
* تمام مطالب میرخواند را در اینجا که در روضةُ الصفا است، خواندمیر در حبیب السّیر، ج 1، ص 419 آورده است. و نیز گوید:
عقیده علمای شیعه آن است که سبب عدم رضای اصحاب به تحریر آن کتاب، آن بود که رسول صلّی الله علیه و آله میخواست که در باب ولایت أمیرالمؤمنین علی کرّم الله وجهه وصیّتنامهای قلمی گرداند، و این دو بیت که در کشف الغمّة ثبت شده مشعر به این معنی است. شعر:
أوصى النّبىُّ فقال قائلُهم ** قد ضلّ یهجُر سیّد الـبشر
و أرى أبابکرٍ أصاب و لم ** یهجُر و قد أوصى إلى عمر»
ـ پایان متن منقول از امام شناسی.
جهت اطّلاع بیشتر از مصادری که متعرض داستان اعتراض خلیفه ثانی به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شدهاند، به کتب ذیل مراجعه شود: الشّیعة فی الإسلام، ص 172 به نقل از البدایة و النهایة، ج 5، ص 227؛ شرح نهج البلاغة ابن أبیالحدید، ج 1، ص 133؛ الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 217؛ تاریخ الرسل و الملوک، ج 2، ص 436؛ طبقات ابنسعد، ج 1، ص 244؛ المهذب، ج 1، ص 12؛ عمدة القاری، ج 17، ص 63؛ صحیح مسلم، ج 5، ص 76؛ صحیح البخاری، ج 5، ص 138 و ج 7، ص 9؛ مسند احمد، ج 1، ص 325؛ فتح الباری، ج 8، ص 102؛ المصنف، ج 5، ص 438؛ السنن الکبری، ج 3، ص 433؛ الملل و النحل، ج 1، ص 22؛ المراجعات، ص 353؛ أضواء علی السنة المحمّدیة، ص 52. (محقّق)
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] سعید بن جبیر مصلحت گفتن ندید، یا آنکه گفت و عناکب نسیان در خاطر من تنید؟
