
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
200...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] رسول خدا، شگفتانگیزتر است؛ شگفتانگیزتر است!“3
در اینجاست که حجّة الاسلام نیّر تبریزى ـ رضوان الله علیه ـ در مقام تعجّب و شگفت میسراید:
سر بى تن که شنیده است به لب آیۀ کهف؟ ** یا که دیده است به مِشکاة تنور آیۀ نور؟
و این رثاء نیز مانند سایر مراثى او بسیار عالى است، و اوّل آن با این ابیات شروع میشود:
اى ز داغ تو روان خون دل از دیدۀ حور ** بى تو عالم همه ماتمکده تا نفخۀ صور
خاک بیزان به سر اندر سرِ نعش تو بنات ** اشک ریزان به بَر از سوگ تو شعراى غیور
ز تماشاى تجلاّى تو مدهوش کلیم ** اى سرت سرّ أنا الله و سنان نخلۀ طور
دیدهها گو همه دریا شو و دریا همه خون ** که پس از قتل تو منسوخ شد آئین سرور
شمع أنجم همه گو اشک عزا باش و بریز ** بهر ماتم زده کاشانه چه ظُلمات و چه نور
پاى در سلسله سجّاد و به سر تاجْ یزید ** خاک عالم به سر افسر و دیهیم و قصور
دَیر ترسا و سر سبط رسول مدنى ** آه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور
تا جهان باشد و بوده است که داده است نشان ** میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور؟
سر بى تن که شنیده است به لب آیۀ کهف؟ ** یا که دیده است به مشکاة تنور آیۀ نور؟4
ـ تا آخر این مرثیه واقع بین.
و از جمله مراثى شیواى اوست:
قتل شهید عشق، نه کار خدَنگ بود ** دنیا براى شاه جهانْدار تنگ بود
عصفور هر چه باد هم آورد، باز نیست ** شهباز را ز پنجه عصفور ننگ بود
آینه خود ز تاب تجلّى به هم شکست ** گیرم که خصم را دل پر کینه سنگ بود
نیرو از آن گرفت، بر او آخت تیر کین ** قومى که با خداى مهیّاى جنگ بود
عهد ألَسْت اگر نگرفتى عنان او ** شهد بقا به کام مخالف شرنگ بود
از عشق پرس حالت جانبازى حسین ** پاى بُراق عقل در این عرصه لنگ بود
احمد اگر به ذروه قوسین عروج کرد ** معراج شاه تشنه به سوى خدنگ بود
از تیر کین چو کرد تهى شاه دین رکاب ** آمد فرا به گوش وى از پرده این خطاب
کاى شهسوار بادیه ابتلاى ما ** بازآ که زان تست حریم لقاى ما
معراج عشق را شب أسراست هین بران ** خوش خوش براق شوق به خلوت سراى ما
[ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] رسول خدا، شگفتانگیزتر است؛ شگفتانگیزتر است!“3
