
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
198...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] من با حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم بودم روزى که اشراف قریش به خدمت آن حضرت آمدند و گفتند: یا محمّد، تو دعوى بزرگى مىکنى که پدران و خویشان تو نکردهاند و ما از تو امرى سؤال مىکنیم، اگر اجابت ما مىنمایى مىدانیم که تو پیغمبرى و رسول و اگر نکنى مىدانیم که ساحر و دروغگویى.
حضرت فرمود که: ”سؤال شما چیست؟“
گفتند: بخوانى از براى ما این درخت را که تا کنده شود از ریشه خود و بیاید در پیش تو بایستد.
حضرت فرمود که: ”خدا بر همه چیز قادر است، اگر بکند شما ایمان خواهید آورد؟“
گفتند: بلى.
فرمود که: ”من مىنمایم به شما آنچه طلبیدید و مىدانم که ایمان نخواهید آورد، و در میان شما جمعى هستند که کشته خواهند شد در جنگ بدر و در چاه بدر خواهند افتاد و جمعى هستند که لشکرها بر خواهند انگیخت و به جنگ من خواهند آورد.“ پس فرمود: ”اى درخت! اگر ایمان به خدا و روز قیامت دارى و مىدانى که من رسول خدایم، پس کنده شو با ریشههاى خود تا بایستى در پیش من به اذن خدا!“
پس به حقّ آن خداوندى که او را به حقّ فرستاد که آن درخت با ریشهها کنده شد از زمین و به جانب آن حضرت روانه شد با صوتى شدید و صدایى مانند صداى بالهاى مرغان، تا نزد آن حضرت ایستاد و سایه بر سر مبارک آن حضرت انداخت و شاخ بلند خود را بر سر آن حضرت گشود، و شاخ دیگر بر سر من گشود و من در جانب راست آن حضرت ایستاده بودم.
چون این معجزه نمایان را دیدند از روى علوّ و تکبّر گفتند: امر کن او را که برگردد و به دو نیم شود، و نصفش بیاید و نصفش در جاى خود بماند! حضرت آن را امر کرد و برگشت و نصفش جدا شد و با صداى عظیم به نهایت سرعت دوید تا به نزدیک آن حضرت رسید.
گفتند: بفرما که این نصف برگردد و با نصف دیگر متّصل گردد! حضرت فرمود: و چنان شد که خواسته بودند.
پس من گفتم: لا إله الّا الله! اوّل کسى که به تو ایمان مىآورد منم، و اوّل کسى که اقرار مىکند که آنچه درخت کرد از براى تصدیق پیغمبرى و تعظیم تو کرد، منم.
پس همه آن کافران گفتند: بلکه ما مىگوییم که تو ساحر و کذّابى و جادوهاى عجیب دارى، و تو را تصدیق نمىکند مگر مثل اینکه در پهلوى تو ایستاده است.*
فقیر گوید که: صاحب ناسخ نگاشته که: ”این معجزه که حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام از حضرت رسول الله در تحریک درخت نقل فرموده، با قصّه ابرهه و ظهور ابابیل مشابهتى دارد؛ زیرا که على علیه السّلام خود را وصىّ پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم و امام مفترضالطّاعه مىشمرد، و خود را صادق و مصدّق مىدانست. در مسجد کوفه بر فراز منبر وقتى که بیست هزار کس در پاى منبر او گوش بر فرمان او داشتند نتواند بود که بر رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم دروغ بندد، و بگوید: پیغمبر درخت را پیش خود خواند و درخت فرمانبردار شد؛ چه این هنگام که على علیه السّلام این روایت مىکرد جماعتى حاضر بودند که با على علیه السّلام هنگام تحریک درخت حاضر بودند. و خطبه أمیرالمؤمنین علیه السّلام را کس نتواند تحریف کرد؛ چه هیچ کس را این فصاحت و بلاغت نبوده و بر زیادت از صدر اسلام تا کنون خطب آن حضرت در نزد علما مضبوط و محفوظ است.“ ** ـ انتهى.
* نهج البلاغه، خطبه 192؛ اعلام الورى، 22؛ حیاة القلوب، ج 3، ص 522 إلی 523؛ بحار الأنوار، ج 17، ص 389.
** ناسخ التواریخ، حالات حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم، جزء 5، ص 115.» ـ پایان متن منقول از منتهی الآمال.
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] من با حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم بودم روزى که اشراف قریش به خدمت آن حضرت آمدند و گفتند: یا محمّد، تو دعوى بزرگى مىکنى که پدران و خویشان تو نکردهاند و ما از تو امرى سؤال مىکنیم، اگر اجابت ما مىنمایى مىدانیم که تو پیغمبرى و رسول و اگر نکنى مىدانیم که ساحر و دروغگویى.
