اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج12

مواعظ رمضان المبارك 1369 ه‍ . ق

54٬175
مطلع انوار

جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران می‌باشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است.   عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا می‌باشد.  اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد:  • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادی‌گرایان.  •  شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام.  • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن،‌ فلسفۀ روزه، دعا، توبه، ‌تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج12

196
  • حرکت نمودن درخت به امر رسول خدا (ت)

  •  و حرکت نمودن درخت به امر آن حضرت،1 و غیر ذلک.

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] ”اى جابر، یک ذراع گوسفند را با مرق بیاور!“ آوردم و بر روى ترید ریختند و ده نفر از صحابه را طلبید که خوردند تا سیر شدند. پس بار دیگر کاسه را پر از ترید کرد و ذراع دیگر طلبیده و ده نفر خوردند. پس بار دیگر کاسه را پر از ترید کرد و ذراع دیگر طلبید و جابر آورد.
      و در مرتبه چهارم که حضرت ذراع از جابر طلبید، جابر گفت: یا رسول الله، گوسفندى بیشتر از دو ذراع ندارد و من تا حال سه ذراع آوردم! حضرت فرمود که: ”اگر ساکت مى‌شدى همه از ذراع این گوسفند مى‌خوردند!“
      پس با این نحو ده‌نفر ده‌نفر مى‌طلبید تا همه صحابه سیر شدند. پس حضرت فرمود: ”اى جابر، بیا تا ما و تو بخوریم!“ پس من و محمّد صلّى الله علیه و آله و سلّم خوردیم و بیرون آمدیم و تنور و دیگ به حال خود بود و هیچ کم نشده بود، و چندین روز بعد از آن نیز از آن طعام خوردیم.**
      * مناقب ابن شهرآشوب.
      ** بحار الأنوار، ج 18، ص 32؛ الخرائج، ج 1، ص 27؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 1، ص 103؛ دلائل النبوة بیهقى، ج 3، ص 443؛ تفسیر قمى، ج 2، ص 178؛ صحیح بخارى، مجلد 3، جزء 66/ 46.» ـ پایان متن منقول از منتهی الآمال.
      ج: مذبوحى که زنده شد:
      منتهی الآمال، ج 1، ص 97:
      «از حضرت سلمان ـ رضى الله عنه ـ روایت است که: چون حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم داخل مدینه شد به خانه ابوایّوب انصارى فرود آمد و در خانه او به غیر از یک بزغاله و یک صاع گندم نبود. بزغاله را براى آن حضرت بریان کرد و گندم را نان پخت و به نزد حضرت آورد، و حضرت فرمود که در میان مردم ندا کنند که: هر که طعام مى‌خواهد بیاید به خانه ابوایّوب!
      پس ابوایّوب ندا مى‌کرد و مردم مى‌دویدند و مى‌آمدند مانند سیلاب، تا خانه پر شد و همه خوردند و سیر شدند و طعام کم نشد.
      پس حضرت فرمود که استخوان‌ها را جمع کردند و در میان پوست بزغاله گذاشت و فرمود: ”برخیز به اذن خدا!“ پس بزغاله زنده شد و ایستاد و مردم صدا به گفتن شهادتین بلند کردند.*
      * بحار الأنوار، ج 18، ص 20» ـ پایان متن منقول از منتهی الآمال.
      ـ نهج‌البلاغه (عبده) ج 2، ص 158، خطبه قاصعه:
      «... و لَقَد کُنتُ مَعَهُ صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله لَمّا أتاهُ المَلأُ مِن قُرَیشٍ فَقالُوا لَهُ: یا مُحَمَّدُ، إنَّکَ قَدِ ادَّعَیتَ [ادامه در صفحه بعد]
/ 0