
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
194...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] گفت:”یا أمیرَالمُؤمنینَ، بِمَ وَرِثتَ ابنَ عَمِّکَ دونَ عَمُّکَ؛ به چه علّت تو از پسر عموى خودت إرث بردى نه از عمویت، اى امیر مؤمنان؟!“
حضرت سه بار گفت: ”هاؤُم؛ بگیرید از من این مطلب را! بگیرید از من این مطلب را! بگیرید از من این مطلب را!“ تا آنکه مردم سرها و گردنهاى خود را بالا کشیدند و گوشهاى خود را آزاد ساختند. و سپس گفت:
”رسول خدا بنو عبدالمطلّب را در مکّه جمع نمود و ایشان أقوام پیغمبر بودند و هر یک از آنان خوراکش به قدر یک جَذَعَة و شرابش به قدر یک فِرْق بود،* و براى آنان یک مُد از طعام آماده کرد. همه خوردند و سیر و سیراب شدند و طعام همینطور به حال خود باقى بود؛ گویا کسى به آن دست نبرده است. و سپس یک غُمَر** آشامیدنى خواست و همه آشامیدند و سیراب شدند و آن آشامیدنى نیز همینطور به حال خود باقى بود؛ گویا از آن نوشیده نشده است. و سپس گفت:
یا بَنى عَبدِالمُطَلِّب! إنِّى بُعِثتُ إلَیکم خاصَّة و إلى النّاسِ عامَّة؛ فَأیُّکُم یُبایِعُنى عَلى أنْ یَکُونَ أخِى و صاحِبى و وارِثى؟!
و هیچکس براى إجابت دعوت رسول خدا از جاى برنخاست و من برخاستم و سِنِّ من از همه کمتر بود. پیامبر گفت: بنشین؛ تا سه بار پیامبر دعوت خود را تکرار کرد و در هر بار من برخاستم و پیامبر گفت: بنشین. در مرتبه سوّم پیامبر دست خود را بر دست من زد و در این حال بدینجهت من از پسر عموى خودم إرث بردم نه از عموى خودم.“ ***
* جَذعَة برّهاى را گویند که شش ماه از او گذشته باشد. و فِرْق با کسر فاء، پیمانه بزرگى بود که أهل مدینه شیرهاى خود را با آن پیمانه مىکردند.
** غُمَر بر وزن عُمَر، کاسه کوچک را گویند؛ و مُدّ عبارت از یک چهارم صاع، و صاع قریب یک من است.
*** شرح نهج البلاغه از طبع افست بیروت، ج 3، ص 254 و ص 255. و از طبع دار إحیاء الکتب العربیة مصر، ج 13، ص 210 تا ص 212. و تاریخ طبرى مطبعه استقامت، ج 2، ص 63 و ص 64. و در کنز العمال، ج 15، ص 154 و ص 155 شماره 435 آورده است و گفته است که احمد حنبل و طبرى در ضیاء در مختاره آوردهاند.» ـ پایان متن منقول از امام شناسی.
ب: برکت طعام در منزل جابر:
منتهى الآمال، ج 1، ص 99:
«جماعتى از محدّثان خاصّه و عامّه روایت کردهاند که جابر انصارى گفت: در جنگ خندق روزى حضرت پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم را دیدم که خوابیده و از گرسنگى سنگى بر شکم مبارک [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] گفت:”یا أمیرَالمُؤمنینَ، بِمَ وَرِثتَ ابنَ عَمِّکَ دونَ عَمُّکَ؛ به چه علّت تو از پسر عموى خودت إرث بردى نه از عمویت، اى امیر مؤمنان؟!“
